2 - به خلاف دينورى كه مىنويسد : « زهير از ديدار با امام خوددارى مىكرد » و بلاذرى كه مىگويد : « همسرش ، ديلم بنت عمرو ، به او گفت كه نزد امام برود ولى او خوددارى ورزيد » ؛ برخى از مورّخان داستان ديدار امام با زهير را بى آن كه به موضوع خوددارى وى از رفتن نزد آن حضرت اشارهاى كرده باشند نقل كردهاند .
ابن اعثم كوفى - از معاصران طبرى ، دينورى و بلاذرى - داستان اين ديدار را - بدون هيچ ذكرى از عثمانى بودن يا خوددارى زهير - نقل مىكند و مىگويد : « آنگاه حسين رهسپار شد و زهير بن قين با او ديدار كرد . حسين او را به يارى خويش خواند و او پذيرفت و خيمهاش را نزديك او برد . زنش را طلاق داد و نزد خويشانش فرستاد و به يارانش گفت :
من همراه سلمان فارسى در جنگ بلنجر شركت داشتم ، پس از پيروزى بسيار شادمان شديم . آنگاه سلمان به ما گفت : آيا كسب غنايم شما را خوشحال كرده است ! گفتيم : بلى .
گفت : آنگاه كه جوانان آل محمد را ديديد از جنگيدن در ركاب آنان نسبت به آنچه امروز به دست آوردهايد ، خوشحالتر باشيد .
اينك من شما را به خدا مىسپارم . او پيوسته با حسين ( ع ) بود تا كشته شد . » « 1 »
3 - تاريخ در چارچوب زندگانى زهيربن قين ، از زبان خود او حادثه يا رويدادى يا سخنى كه دالّ بر عثمانى بودنش باشد نقل نكرده است ، در حالى كه ديگران كه به عثمانى بودن مشهور بودند ، از خلال آرا ، مواضع و شركت در يك يا چند جنگ بر ضدّ على ، شناخته شده بودند .
4 - تأمل در گفتار عزرة بن قيس و پاسخى كه زهير به او داد - طبق روايت طبرى - به خوبى روشن مىسازد كه زهير بن قين هيچ گاه عثمانى نبوده است . زيرا زهير در پاسخ عزره كه گذشته او را متهم به عثمانى بودن كرد گفت : « آيا از موضع كنونىام پى نمىبرى كه من از آنهايم ! ؟ » يعنى نظر و گرايش و نسبت من به اهلبيت است . براى مثال نگفت :
درست است ، همانطور كه مىگويى من عثمانى بودم ، سپس خداوند مرا هدايت كرد و از پيروان و ياران اهل اين خاندان گشتم . يا عبارتى از اين دست . بلكه اين سخن او كه
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 323 ، فصل 11 ، شماره 6 .