او از سوگند خوددارى ورزيد ؛ عبيداللّه گفت : او را به « جبانة السبع » ببريد و گردن بزنيد . . . او را بردند و گردن زدند .
عمارة بن صلخب ازدى
عمارة بن صلخب ازدى نيز به قصد يارى دادن به مسلم بيرون رفت . او را نيز نزد عبيداللّه بردند . گفت : از كدام قبيلهاى ؟ گفت : ازد . گفت : او را به سوى قبيلهاش ببريد .
بردند و در آنجا گردن زدند . » « 1 »
عبيداللّه بن عمرو بن عزيز كندى « 2 »
« وى يكى از پهلوانان شجاع كوفه و از ياران اميرالمؤمنين ( ع ) بود كه در جنگهاى آن حضرت شركت داشت . او با مسلم بيعت كرد و برايش از مردم بيعت مىگرفت . ابن زياد فرمان داد وى را بكشند . » « 3 »
وى يكى از فرماندهان چهارگانهاى است كه مسلم براى هر كدامشان پرچم بست .
مسلم او را فرمانده گروه كنده و ربيعه ساخت و گفت : با سواران پيشاپيش من حركت كن . « 4 »
فرمانده ، عباس بن جعدهء جدلى
« او از شيعيان بسيار مخلص بود و با مسلم بيعت كرد ؛ و از مردم براى حسين بيعت مىگرفت . پس از آن كه مردم از مسلم دست برداشتند ، ابن زياد فرمان داد او را دستگير و زندانى كردند و پس از شهادت مسلم او را به شهادت رساند . » « 5 »
او كسى است كه مسلم پرچم دستهء شهر را براى او بست . « 6 »
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 292 .
( 2 ) - ابوالفرج اصفهانى ( مقاتل الطالبيين ، ص 66 ) از او به نام عبدالرحمن بن عزيز كندى و خوارزمى ( مقاتل الحسين ، ج 1 ، ص 297 ) از وى با نام عبداللّه كندى ياد كرده است .
( 3 ) - مستدركات علم رجال الحديث ، ج 5 ، ص 189 ، شماره 9157 .
( 4 ) - ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 286 .
( 5 ) - مستدركات علم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 342 شماره 7414 .
( 6 ) - ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 286 .