تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
آنها فرستادم در كارشان كنكاش كردم و بدان پى بردم ! خداوند مرا بر آن دو پيروز كرد و آنان را آوردم و گردن زدم . اينك سرهاشان را همراه هانى بن ابى حيّه همْدانى و زبير بن اروح تميمى فرستادم . اين دو گوش شنوا دارند و فرمانبردار و خيرخواهند . اميرالمؤمنين مىتواند هرچه دوست دارد از آنها بپرسد ، زيرا اينان اهل صدق و فهم و پارسايىاند ! والسلام » « 1 » « يزيد در پاسخ نوشت : تو همان‌گونه كه من خواسته‌ام بوده‌اى . دورانديشانه عمل و دليرانه اقدام كرده‌اى . با لياقت و كاردانى خويش ، انتظارى را كه از تو داشتم برآوردى و رأى مرا درباره‌ات به اثبات رساندى . من دو فرستاده تو را فرا خواندم و از آنان محرمانه پرس و جو كردم و رأى و فضيلتشان را همانطور كه نوشته بودى يافتم . نسبت به آنها نيكى كن . شنيده‌ام كه حسين بن على رهسپار عراق گشته است . مكان‌هاى ديده‌بانى [ بنا كن ] و نگهبان بگمار ! نسبت به مردم مشكوك باش ! آنان را به تهمت بگير ولى تنها آنهايى را كه با تو مىجنگند بكش ! اخبار همه پيشامدها را برايم بنويس . السلام عليك و رحمةاللّه » « 2 » ابن شهر آشوب نوشته است كه يزيد ملعون آن دو سر شريف را بر يكى از دروازه‌هاى دمشق آويزان كرد . « 3 » يعقوبى نقل مىكند كه يزيد به ابن زياد نوشت و او را به قتل امام حسين ( ع ) فرمان داد : « حسين ( ع ) از مكّه آهنگ عراق كرد . يزيد عبيداللّه زياد را والى كوفه گردانيده بود و به او نوشت : شنيده‌ام كه كوفيان به حسين نوشته‌اند كه نزد آنان برود و او از مكّه به‌سوى آنهار هسپار شده است . از ميان شهرها ، شهر تو و از ميان روزگاران روزگار تو ، به او مبتلا گشته است . يا او را بكش يا آن كه به نسب خود و به پدرت عُبيد باز مىگردى ، پس هشدار كه از دست
هامش
( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 292 : الارشاد ، 200 . تأمل در اين روايت به خوبى نشان مىدهد كه چگونه كارگزاران ستمگران حقايق امور را بر رؤسايشان مىپوشند و امور بزرگ را در چشم آنان كوچك جلوه مىدهند . آنان اين كار را از طريق گزارش‌هاى دروغ و مأموران آموزش ديده و وظيفه‌شناسى به انجام مىرساندند كه نقش‌هاى دروغين خويش را به خوبى ايفا مىكردند . ( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 293 ؛ الارشاد ، ص 200 . ( 3 ) - مناقب آل ابىطالب ، ج 4 ، ص 93 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 154 | شيخ محمد جواد طبسي / عبد الحسين بينش