تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
از مردان قريش را با او بفرستد ؛ و از بيم بروز عصبيّت ، خوش نداشت كه جز قريش را با او بفرستد . « 1 » در روايت طبرى آمده است كه به او دستور داد شصت يا هفتاد مرد ، همه از قيس را با ابن اشعث گسيل داد . او از گسيل داشتن قبيلهء خود ابن اشعث اكراه داشت ، زيرا مىدانست هيچ كدام از قبايل دوست نمىدارند كه با كسى چون مسلم بن عقيل برخورد كنند ! « 2 »

آخرين نبرد . . . جنگ خيابانى

مسلم بن عقيل در آخرين شب زندگى هيچ نخورد و شب را با عبادت و ذكر و تلاوت قرآن زنده داشت . پيوسته در ركوع و سجود بود . نماز مىخواند و تا دميدن سپيدهء صبح با پروردگار خويش در راز و نياز بود . ليكن سختى پيكار روزانه موجب شد لختى بخوابد . در عالم خواب عمويش اميرالمؤمنين را در خواب ديد كه به وى مژده داد به زودى در اعلا علّييّن به نياكان خويش خواهد پيوست . در كتاب « نفس المهموم » به نقل از منتخب طريحى آمده است : چون سپيده دميد طوعه براى وضوى مسلم آب آورد . گفت : سرورم نديدم كه امشب را خفته باشى ؟ فرمود : بدان كه من پاره‌اى به خواب رفتم و در خواب عمويم على ( ع ) را ديدم كه مىگفت : « بشتاب ، بشتاب ! و من جز اين گمان ندارم كه اين آخرين روز زندگى من است ! » « 3 » طبرى گويد : « با شنيدن صداى سم اسبان و صداى مردان فهميد كه آمدند . مسلم با شمشير به سوى آنان رفت و در خانه با وى درگير شدند . با شمشير به آنان حمله كرد و از خانه بيرونشان راند ! سپس بار ديگر بازگشتند و او نيز به آنان حمله كرد . ميان او و بكير بن
هامش
( 1 ) - الاخبار الطوال ، ص 240 . ( 2 ) - در تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 289 ) آمده است : قريش يا قيس ، عرب شمال‌اند و بيشترشان نسبت به على كينه دارند ، چرا كه بر سر اسلام و ايمان با آنان جنگيد و پهلوانانشان را كشت . ولى اعراب جنوب كه بيشتر قبايل كوفه از آنها بودند ، اغلب اهل‌بيت و به ويژه على ( ع ) را دوست مىداشتند و در جنگ‌ها با على ( ع ) همراه بودند . ( 3 ) - نفس المهموم ، ص 99 ، به نقل از منتخب طريحى ، ص 462 ، مجلس نهم از جزء دوم .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 135 | شيخ محمد جواد طبسي / عبد الحسين بينش