روشنترين مثال در اين زمينه گفتار محمد بن بشر همدانى است - كه جزئيات اجتماع نخست شيعيان با مسلم بن عقيل در خانهء مختار و گفتار عابس شاكرى و حبيب بن مظاهر و سعيد بن عبداللّه حنفى در آمادگى براى فدا شدن و مردن در راه يارى امام حسين ( ع ) را نقل كرده است - آنجا كه حجاج بن على از او پرسيد : آيا تو هم در آنجا چيزى گفتى ؟
او در پاسخ گفت : من دوست مىداشتم كه خداوند يارانم را با پيروزى عزّت بخشد و از كشته شدن ناخشنود بودم و از دروغ گفتن هم بدم مىآمد ! « 1 »
نيز از نمونههاى روشن ، آن گفتارِ عبيداللّه بن حر جعفى است كه خطاب به امام ( ع ) گفت : « به خدا سوگند من مىدانم كه هر كس تو را همراهى كند در آخرت سعادتمند است ، ولى اميد ندارم كه بتوانم براى تو كارى كنم . در كوفه هم يار و ياورى براى شما نديدم ! تو را به خدا سوگند مرا وادار به اين كار مكن كه هنوز براى مرگ آماده نشدهام ! » « 2 »
رهبران شيعى كوفه به ميزان خطر انتشار اين بيمارى پى برده و نسبت به تأثير بد آن بر هر نهضت و قيامى آگاه بودند . آنان بسيار بيمناك بودند كه ممكن است مردم در هر قيامى جهادى بى وفايى كنند . به عنوان مثال مىبينيم سليمان بن صرد خزاعى در اجتماع نخست شيعيان مىگويد : « اگر مىدانيد كه حسين را يارى مىدهيد و با دشمن او پيكار مىكنيد ، برايش نامه بنويسيد ؛ و چنانچه بيم آن داريد كه بترسيد و سست شويد او را مفريبيد ! » « 3 »
شايد علل سه گانهء فوق را بتوان مهمترين عوامل عدم اقدام رهبران شيعه در راستاى تسلط بر اوضاع كوفه ، پيش از آمدن امام ( ع ) ، دانست . « 4 »
حدود مأموريت مسلم بن عقيل
مأموريت مسلم بن عقيل ( ع ) اين بود كه نيروهاى دوستدار اهلبيت ( ع ) و مخالفان
هامش
( 1 ) - ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 279 .
( 2 ) - الأخبار الطوال ، ص 251 .
( 3 ) - ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 279 .
( 4 ) - ر . ك : جلد سوم همين پژوهش .