تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
نوشته‌ها سطحى و بىعمق است و حلقه‌هاى بحث با هم بىارتباطند و چيزى كه شايان تحليل و بررسى باشد در آن‌ها ديده نمىشود . پژوهشگرانى كه در تحليل وقايع اين دوران و ايجاد ارتباط ميان وقايع آن كوشش فراوان كرده‌اند ، هر چند تحليل‌ها و تفاسير نو و فراوان به ارمغان آوره‌اند - خداوند كوشش آنان را قبول كند - ، ولى اينان از روى ناچارى بر پيش‌فرض‌هايى تكيه كرده‌اند كه هيچ نقل و يا حتى اشاره‌اى تاريخى آن را تأييد نمىكند ؛ و اين نيست مگر به خاطر لغزش‌هايى تاريخى فراوان اين مقطع كه گاه پژوهشگر را وادار به پذيرش پيش‌فرض‌هايى مىكند كه چه بسا در جاى خود درست و كامل بوده است . « 1 » ما در اينجا مدعى تفسير و تحليل جامع و مانع در روند حوادث اين مقطع نيستيم . بلكه مىگوييم : كوشش ما در اين سطور اصلاح برخى از اين لغزش‌ها است و تلاش خواهيم كرد برخى وقايع مهم را كه پيش از اين براى نشان دادن نقش و اهمّيّت آنها در پديد آوردن حوادث اسفبار كوفه اهتمام كافى داده نشده است ، به قدر كافى روشن كنيم ؛ و اهمّيّت فراوان آنها را در تفسير روند آن حوادث بنمايانيم .

اقدامى كه شايستهء تحقق بود

براى ايجاد يك نهضت سياسى - اجتماعى ، بايد مقدمتاً اقداماتى صورت گيرد كه نيل به مقصد را تضمين كند . علاوه بر آن نيروهاى شركت كننده در نهضت بايد ارزيابى شوند تا ميزان صداقت آنها در پيمانى كه با رهبرى بسته‌اند روشن گردد . نيز قدرت آنان براى اجراى فرمان‌هاى رهبرى امتحان شود و در عمل روشن گردد كه در راه اجراى اين فرمان‌ها تا چه اندازه حاضر به صبر و تحمل هستند . درك ضرورت انجام چنين اقدام‌هايى خاصّ انسان‌هاى خردمند و بسيار باهوش نيست ، بلكه درك آن با عقل عادى نيز ممكن است . براى مثال ، عمرو بن لوذان خطاب به
هامش
( 1 ) - مانند اين فرض كه آن سى ، ده يا سه نفرى كه سرانجام پس از پراكنده شدن مردم با مسلم بن عقيل باقى ماندند ، به ناچار بايد افرادى شجاع و مؤمنان برگزيدهء كوفه و از مردان نجمهء قيام بوده باشند ( ر . ك . مبعوث‌الحسين ، ص 189 ) .