تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
موضع‌گيرى ديگر وى نيز در بصره و در فتنه عبدالله بن عامر حضرمى بود كه - پس از صفين - مردم را يك بار ديگر به شكستن بيعت اميرالمؤمنين عليه السلام فراخواند . احنف در پاسخ حضرمى ، فرستاده معاويه ، به جاى آنكه از اميرالمؤمنين عليه السلام دفاع كند و مردم بصره را به‌ثبات بر بيعت و فرمانبردارى دعوت‌نمايد ، گفت : « من در اين امر نه شتر ماده‌اى دارم نه نر » « 1 » « 2 » . او پيش از اين نيز موضعى داشت كه حاكى از شك و ضعف يقين اوست . او در پيامى به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت : من در ميان قوم خويش ، فرمانبردار توام . اگر بخواهى همراه دويست نفر از خاندانم نز شما بيايم چنين مىكنم و اگر بخواهى ، چهار هزار شمشير بنىسعد را از تو باز مىدارم . اميرالمؤمنين عليه السلام به او پيام داد : « بهتر است كه بمانى و آنها را بازدارى . . . » « 3 » 2 - خيانت منذر بن جارود : وى نيز از بصريانى بود كه امام عليه السلام به او نامه نوشت . پس از آنكه پيك امام ، سليمان بن رزين رضى الله عنه نزد وى آمد ، نامه را گرفت و خواند . سپس به ادعاى اينكه مىپنداشت « 4 » اين نامه دسيسه عبيدالله است نامه و پيك را نزد او برد . ابن‌زياد پيك را كشت و سپس منبر رفت و بصريان را از ايجاد اختلاف و تشنج پرهيز داد . « 5 » عبيدالله بن زياد داماد منذر بن جارود بود ؛ و بحريه ، بنت المنذر ( يا خواهرش ) « 6 » را به كابين داشت . ابن زياد پاداش جنايت زشت منذر را داد . پاداشى كه منذر آرزويش را داشت و در اين واقعه بدذاتى و پستى او را به خوبى آشكار ساخت . ابن زياد حكومت سند از سرزمين هند را به او داد . ولى مدت درازى از اين جايزه برخوردار نشد و در سال 62 در همانجا به هلاكت رسيد . « 7 »
هامش
( 1 ) - اصل ضرب المثل چنين است : « امّا انا فلاناقة لى فى هذه ولا جمل ! » ( 2 ) - الغارات ، ج 2 ، ص 384 ، نيز ر . ك . زندگينامه احنف بن قيس در فصل اول ، ص 32 - 34 - حاشيه . ( 3 ) - كتاب الجمل و النصره سيد العتره ، ص 295 / و در بخش اول از موسوعة مصنفات شيخ مفيد . ( 4 ) - ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 280 . ( 5 ) - ر . ك . اللهوف ، ص 114 ؛ البحار ، ج 44 ، ص 337 . ( 6 ) - ر . ك . ابصار العين ، ص 40 . ( 7 ) - ر . ك . الاصابه ، ج 3 ، ص 480 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 318 | الشيخ نجم الدين الطبسي / عبد الحسين بينش