نخستين اجتماع شيعه در كوفه پس از مرگ معاويه
طبرى نقل مىكند و مىگويد : چون خبر مرگ معاويه به كوفيان رسيد ، عراقيان اخبار وحشتانگيزى درباره يزيد پخش كردند و گفتند : حسين و ابنزبير از بيعت خوددارى كرده به مكه رفتهاند . در اين زمان بود كه كوفيان به حسين نوشتند . . . او همچنين از ابىمخنف ، از حجاج بن بشر همدانى « 1 » نقل مىكند كه گفت : « شيعيان در منزل سليمان بن صرد « 2 »
هامش
( يعنى مكه ! ) به او نامه نوشتهاند . ( ر . ك . تاريخ ابنعساكر ، ترجمة الامام الحسين ، تحقيق محمودى ، ص 222 ، حديث شماره 203 ، مجمع احياى فرهنگ اسلامى ، قم . )
دوم - روايت ابن عبدربه اندلسى در العقدالفريد ( ج 4 ، ص 352 ، دار احياء التراث العربى ) است . در اين روايت ، راوى ميان ديدار نخست عبدالله عدوى با امام در راه مدينه - مكه و ديدار دوم ايشان پس از بيرون آمدن حضرت از مكه بهسوى عراق خلط كردهاست ! و همين موضوع اين توهم را براى خواننده پيشمىآورد كه امام عليه السلام پيش از رسيدن به مكه از نامههاى فراوانى كه از كوفيان دريافت داشته به عدوى خبر داده است !
سوم - روايتى است كه نويسنده كتاب اسرارالشهاده ( ص 367 ) طبق گفته خودش ، از برخى شاگردان اديب و مورد اعتماد و عرب خويش نقل مىكند و مىگويد كه اين فرد مورد اعتماد به مجموعهاى منسوب به يكى از قاريان اديب و فاضل دست يافته و خبر را از آنجا نقل كرده است . راوى در آنجا مىگويد : هنگامى كه حسين عليه السلام در مدينه بود ، همراه نامهاى از اهل كوفه نزد او رفتم . چون به خدمتش رسيدم و نامه را خواند و مضمونش را دانست ، فرمود : سه روز به من مهلت بده . من در مدينه ماندم ، سپس به خدمتش رسيدم تا آنكه آهنگ رفتن به عراق فرمود . . .
اين روايتهاى سهگانه در بخش اول اين پژوهش ( با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه ) مورد مناقشه تحقيقى قرار گرفته و بىاعتبارى آنها بر طبق آنچه در اين باره نقل شده به اثبات رسيده است . ( ر . ك . جزء اول ، زير عنوان « آيا در آستانه حركت امام از مدينه نامهاى به ايشان رسيد ؟ » . )
( 1 ) - محمد بن بشر همدانى ؛ وى در كوفه در ميان گروهى كه مسلم نامهء حسين ( ع ) را براى آنان خواند حضور داشت و هيچ نگفت !
او در سلسله سند شيخ صدوق در كتاب توحيد ، باب معناى حجزة از ابىجارود از او ( محمد بن بشر ) از محمد حنفيه از اميرالمؤمنين عليه السلام قرار دارد . نيز در سند غيبت طوسى ( ص 277 ) آمده است : از ابىجارود از محمد بن بشر ، از اميرالمؤمنين عليه السلام ( ر . ك . مستدركات علم الرجال ، ج 6 ، ص 480 ) .
طبق تاريخ طبرى ، ابومخنف از حجاج بن على از محمد بن بشر داستان اجتماع شيعه را در منزل سليمان بن صرد ، به منظور دعوت از امام حسين ( ع ) به نزد خودشان در كوفه چنين نقل مىكند : مىنويسد كه امام عليه السلام مسلم را فرستاد و او نامه امام را براى مردم كوفه خواند . سپس عابس شاكرى ، حبيب بن مظاهر ، سعيد بن