تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠

اشاره

عمره دختر عبدالرحمن بن سعد انصارى مدنى در كتاب‌هاى رجال و زندگينامه‌هاى شيعى نام و نشانى ندارد . ولى اهل سنت ، زندگىنامه مفصل و سراسر تمجيد و ستايش براى او نوشته‌اند ، ذهبى درباره وى مىنويسد : « فقيهه ، دست‌پرورده و شاگرد عايشه ، . . . وى عالمه و فقيهه و حجت بود و دانش فراوان داشت . در ديوان‌هاى اسلامى از او سخن فراوان است . وى به سال 89 درگذشت . » « 1 » همين جمله كه ذهبى درباره‌اش مىگويد : « او دست‌پرورده و شاگرد عايشه است . » ، ما را از هر شرح و توضيحى بىنياز مىسازد ! چرا كه نارضايتى و كينهء عايشه نسبت به اهل بيت ، از خورشيد در وسط آسمان روشن‌تر است . از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است : « اما فلانة ، انديشهء زنانه او را فراگرفته و كينه ، همانند ديگ آهنگران در دلش مىجوشد ! » عايشه اين ناخشنودى را در جاهاى گوناگون ابراز داشته است . آيا فراموش كرده‌ايم كه هنگام جلوگيرى از دفن امام حسن عليه السلام در كنار جدش صلى الله عليه و آله ، گفت : « آيا مىخواهيد كسى را وارد خانه‌ام كنيد كه نه رغبتى به او دارم و نه دوستش مىدارم ! » . « 2 » و گفت : « پسرتان را از خانه‌ام دور كنيد ! » . « 3 » وقتى كه حال استاد چنين باشد ، حال مريد و تربيت يافته‌اش معلوم است ! آيا از او توقعى جز اين مىرود كه امام را به اطاعت از يزيد و عدم تفرقه در ميان امت و خوددارى از هرگونه قيامى در برابر طاغوت فرمان دهد ؟ !
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، ص 218 ، خطبه 158 ، ابن ابى الحديد مىنويسد : « . . . سپس فاطمه از دنيا رفت و همه زنان رسول خدا صلى الله عليه و آله ، براى تسليت نزد بنىهاشم آمدند ، مگر عايشه كه نيامد و خود را بيمار وانمود كرد ! و نزد على عليه السلام از او سخنى نقل شد كه دال بر شادمانى بود ! » . ( ر . ك . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 198 ) . ( 2 ) - امالى طوسى ، ص 161 ، مجلس 6 ، حديث شماره 267 / 19 ؛ و به نقل از آن بحار ، ج 44 ، ص 153 . ( 3 ) - كافى ، ج 1 ، ص 302 و به نقل از آن ، بحار ، ج 44 ، ص 143 .