تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
امام حسين عليه السلام در پاسخ او نوشت : « اما بعد ، نامه ات به من رسيد و آن را خواندم و منظورت را دريافتم . به آگاهى تو مىرسانم كه من جدّم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را به خواب ديدم . او از كارى به من خبر داد و من به دنبال آن مىروم ، خواه به سودم باشد يا به زيانم . به خدا سوگند ! اى پسرعمو ، چنانچه من در لانهء هر جنبنده‌اى از جنبندگان روى زمين باشم ، مرا بيرون كشيده به قتل خواهند رساند . به خدا اى پسرعمو آنان ستم خواهند كرد ، همان گونه‌اى كه يهود نسبت به روز شنبه ستم ورزيدند . والسلام » . « 1 » ولى طبرى نقل كرده است كه عبدالله جعفر اين نامه را از مكه ، پس از خروج امام از آن شهر ، برايش فرستاد . او اين روايت را از على بن الحسين نقل مىكند كه فرمود : پس از آنكه از مكه بيرون رفتيم . عبدالله بن جعفر بن ابى طالب براى حسين بن على نامه‌اى نوشت و آن را با پسرانش عون و محمد همراه ساخت : « اما بعد ، من به حق خداوند از تو مىخواهم كه پس از ديدن نامه‌ام بازگردى . من از راهى كه در پيش گرفته‌اى بيمناكم كه هلاك تو در آن باشد و خاندانت در اين راه نابود گردند . اگر تو امروز هلاك گردى ، نور زمين خاموش شده است ، چرا كه تو پرچم هدايت يافتگان و اميد مؤمنانى . در رفتن شتاب مكن چرا كه من نيز به دنبال نامه هستم ، والسلام » . « 2 »

درنگ و نگرش

1 - از متن روايت الفتوح چنين بر مىآيد كه عبدالله جعفر رضى الله عنه اين نامه را از مدينه و پس از انتشار خبر آهنگ امام براى رفتن به عراق ، يعنى در اواخر دوران مكى نهضت حسينى نوشت . حتى از روايت طبرى استفاده مىشود كه اين نامه پس از خروج امام عليه السلام از مكه ، يعنى پس از پايان دوران مكى نهضت حسينى نوشته شد . طبق هر دو احتمال ، دقّت در اين قضيه نشان مىدهد كه عبدالله جعفر در قياس با
هامش
( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 74 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 311 - 312 ، به نقل از الفتوح با اندكى تفاوت . ( 2 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 297 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 548 ؛ الارشاد ، ص 219 .