تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
روز رستخيز مىباشد - ؛ به ويژه اخبار مربوط به حماسه عاشورا كه به وسيله پنج تن آل عبا - صلوات الله عليهم اجمعين - كه آيه تطهير درباره‌شان نازل شده است منافات دارد . « 1 » بنابر اين ممكن است ، استخاره در اينجا به مفهوم دعاى امام در پيشگاه پروردگار باشد ؛ براى اينكه تلاش او را قرين خير فرمايد و در كارى كه قصد انجامش را دارد ، موفقش سازد . يا آنكه با كوچك ساختن دشوارىها و برداشتن موانع از سر راه آن حضرت ، در راستاى نهضت مقدسش آنچه را كه خير است فراهم آورد . يا اينكه استخاره امام به معناى درخواست اراده و تصميم بيشتر بر كارى است كه خير است و پاداش فراوان دارد . پژوهشگر انديشمند به آسانى در مىيابد ، قصد امام در همه مواردى كه سخن از استخاره به ميان آورده است ، ساكت كردن مخاطب بوده از اصرار بر نهى آن حضرت از كارى كه آهنگ انجامش را داشت . آنچه تا اينجا گفته شد با آنچه در تاريخ آمده است كه امام عليه السلام براى قطع اصرار طرف سخن خويش به قرآن كريم تفأل زده است - در حالى كه نتيجه از پيش برايش روشن بود - مثل رفتارى كه با خود ابن‌عباس داشت ، منافاتى ندارد . نقل شده است كه ابن‌عباس اصرار داشت كه حسين عليه السلام را از رفتن به كوفه باز دارد و حضرت براى مجاب كردنش به قرآن تفأل زد ؛
هامش
( 1 ) - امام حسين عليه السلام به ويژه از همان دوران كودكى درباره نهضت و شهادت و قاتلانش خبر مىداد . حذيفهء يمانى گويد : از حسين بن على عليه السلام شنيدم كه مىگفت : « به خدا سوگند كه سركشان بنى اميه ، و پيشاپيش آنان عمر سعد ، بر كشتن من گرد خواهند آمد » . اين سخن در دوران پيامبر صلى الله عليه و آله بود و من گفتم : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله اين خبر را به تو داده است ؟ فرمود : نه . سپس من نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم و موضوع را با حضرت صلى الله عليه و آله در ميان گذاشتم ايشان فرمود : « دانش من دانش اوست و دانش او دانش من است ؛ و ما بر شدنىها پيش از شدنشان آگاهيم . » ( دلائل الامامه ، ص 183 - 184 . نبايد گفته شود كه چگونه چنين چيزى درباره حسين عليه السلام ممكن است ؟ اين اعتقاد غلوّ درباره او و اهل بيت عليهم السلام است ! زيرا اهل تسنن چنين سخنى را از حذيفه يمانى باور دارند و از اين قبيل روايت‌ها و بلكه مهم‌تر از آن را از او نقل مىكنند ، مثل اين كه نقل مىكنند كه گفت : « به خدا سوگند من به همهء فتنه‌هايى كه از اكنون تا روز رستخيز روى خواهد داد ، داناترين مردم هستم . » ( ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 360 ، به نقل از احمد و مسلم .