تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
داشت با او ديدار كردم ؛ و به او گفتم : اى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله ، بيرون مرو ! فرمود : « اى پسر عباس ، مگر نمىدانى كه جايگاه شهادت من و قتلگاه يارانم آنجاست ؟ ! گفتم : تو اين را از كجا مىدانى ؟ گفت : با رازى كه در وجودم نهاده شده و دانشى كه به من بخشيده‌اند ! » . « 1 »

اشاره

از مجموعه آنچه به عنوان گفت و گوهاى عبدالله عباس و امام حسين عليه السلام نقل كرديم ، اين حقيقت روشن مىشود كه اساس تفكر ابن‌عباس بر اين بود كه با قيام امام عليه السلام مخالفتى نداشت ولى نظرش اين بود ، پيش از يارى عملى مردم از رفتن خوددارى ورزد . تا آنجا كه ما به منابع تاريخى دسترسى داشته‌ايم در جايى نديده‌ايم كه ابن‌عباس با قيام امام عليه السلام مخالف بوده و يا امام را از رفتن منع كرده باشد تنها كتاب « اسرار الشهاده » ( دربندى ) به نقل از كتاب « فوادح الحسينيه » « 2 » نوشته است كه ابن عباس در پايان يكى از گفت و گوهايش ، پس از آن كه به شدت گريست ، گفت : پسرعموجان ، به خدا قسم كه دورى تو بر من گران است ، آنگاه رو به حسين عليه السلام كرد و از او خواست كه به مكه بازگردد و با بنىاميه صلح كند ! حسين عليه السلام فرمود : « هيهات هيهات ، اى پسر عباس ، اين مردم مرا رها نمىكنند و هر كجا باشم مرا خواهند جست تا به زور با آنها بيعت كنم ؛ و مرا مىكشند . به خدا سوگند اگر در لانه هر يك از جنبنده‌هاى زمين باشم مرا بيرون مىآورند و مىكشند . به خدا
هامش
( 1 ) - دلائل الامامه ، ص 74 . ( 2 ) - صاحب الذريعه دو كتاب را به همين نام معرفى مىكند : الف - « الفوادح الحسينيه والقوادح البينيه » مشهور به مقتل العصفور ، تأليف شيخ حسين العصفور ، برادرزاده صاحب الحدائق در گذشته شوال 1216 ه . ق . اين كتاب به سبك منتخب طريحى ، براى آن كه در دههء محرم شب و روز خوانده شود ، در بيست مصيبت نگاشته شده است . ب - « الفوادح الحسينيه » تأليف شيخ نمربزة ، چاپ مطبعة العرفان ، صيدا ، در 33 صفحه و نُه مجلس ، كه هر مجلس از يك گفتار و يك مرثيه تشكيل مىشود . ( الذريعه ، ج 16 ، ص 364 ) . به نظر مىرسد كه صاحب اسرار الشهاده از كتاب نخست نقل كرده است .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 209 | الشيخ نجم الدين الطبسي / عبد الحسين بينش