تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
در اينجا يك نكته را نيز بايد مورد تأكيد قرار داد و آن اين است كه آنچه تا كنون گفتيم ، با اين موضوع كه عامل اصلى مبادرت امام عليه السلام بر خروج از مكه در روز ترويه همين نقشه توطئه‌آميز بوده است منافاتى ندارد . زيرا دستياران و مزدوران حكومت مىتوانستند هنگامى كه امام و يارانش و ديگر حاجيان در اثناى حجّ بدون سلاح بودند ، آن حضرت را ناگهانى به قتل رسانند .

جلوگيرى از خروج امام

از روايت‌هاى تاريخى چنين برمىآيد كه حكومت محلى اموى در مكه براى جلوگيرى از بيرون رفتن امام عليه السلام از اين شهر به دو شيوه عمل كرد . يكى شيوهء آشتىجويانه كه عمرو بن سعيد اشدق طى نامه‌اى به امام عليه السلام ، به آن حضرت وعدهء امان ، نيكى و جايزه داد . ديگرى شيوه سركوبگرانه و نظامى كه طى آن گروهى از نظاميان حكومت در صدد جلوگيرى از خروج كاروان حسينى از مكه برآمدند . چنين به نظر مىرسد كه به طور معمول شيوه نخست يعنى دادن امان و جايزه ، پيش از شيوه سركوبگرانه به كار گرفته شده است . در يك روايت تاريخى آمده است كه اشدق ، پس از آگاهى بر عزم امام عليه السلام مبنى بر ترك مكه طى نامه‌اى به آن حضرت چنين نوشت : من از خداوند مىخواهم كه تو را هدايت كند و از قصدى كه دارى باز گرداند . شنيده‌ام كه آهنگ حركت به سوى عراق دارى ! از ايجاد تفرقه به خدا پناه ببر ؛ و اگر بيمناك هستى نزد من بيا كه امنيت و نيكى و جايزه دارى ! « 1 » از اين بخش سخن اشدق كه مىگويد : « شنيده‌ام كه آهنگ حركت دارى » چنين استفاده مىشود كه او اين نامه را هنگام حضور در مكه و پيش از رفتن به عراق نوشته است . اما بخش ديگر سخن وى كه مىگويد : « اگر بيمناك هستى نزد من بيا » مشعر بر اين است كه اشدق اين نامه را هنگامى نوشت كه امام از مكه بيرون رفته بود . ولى روايت طبرى تصريح دارد بر اين كه اشدق اين نامه را پس از خروج امام و به ابتكار عبدالله جعفر نوشت ؛ و در حقيقت خود عبدالله نامه را نوشت و اشدق آن را مهر كرد .
هامش
( 1 ) - البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 165 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 181 | الشيخ نجم الدين الطبسي / عبد الحسين بينش