هميشگى خود يعنى سركوب روى آورد . طبرى به نقل از عقبة بن سمعان گويد : هنگام خروج حسين از مكه ، فرستادگان عمرو بن سعيد بن عاص در برابر آن حضرت ايستادند و گفتند : از كارت دست بردار و باز گرد . امام عليه السلام نپذيرفت و به راه خويش ادامه داد . دو طرف به دفاع از خود پرداختند و به يكديگر تازيانه زدند . سپس حسين و يارانش به سختى در برابرشان ايستادگى كردند و حضرت به راه خود ادامه داد . آنان فرياد برآوردند : اى حسين ، آيا از خداوند نمىترسى ، از جماعت جدا مىشوى و ميان امت تفرقه مىافكنى ؟ امام عليه السلام در پاسخشان اين آيه شريفه را قرائت فرمود : « لى عملى ولكم عملكم انتم بريئون مما اعمل وانا برىء مما تعملون » ( عمل من براى خودم ، و عمل شما براى خودتان است . شما از آنچه من مىكنم بيزاريد و من از آنچه شما مىكنيد بيزارم ! ) ( يونس ، آيه 41 ) .
در نقل دينورى آمده است : « چون حسين از مكه بيرون آمد ، رئيس شرطه عمرو بن سعيد ابن عاص ، والى شهر ، در رأس گروهى از سربازان جلو او را گرفت و گفت : امير به تو فرمان بازگشت داده است . باز گرد و گرنه تو را باز مىگردانم .
حسين عليه السلام از فرمان او سرباز زد و دو طرف به دفاع از خود پرداختند و يكديگر را تازيانه زدند . عمرو بن سعيد با شنيدن اين خبر ، از بيم وخيم شدن اوضاع ، كس فرستاد و از رئيس شرطه خواست كه باز گردد . « 1 »
تأمل در اين دو گزارش به خوبى نشان مىدهد كه نيروى نظامى بنىاميه براى
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 296 .