تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ناچار شد در روز ترويه مكه را ترك بگويد ، و نيز ديگر عوامل روشنى را كه در راستاى اين عامل قرار مىگيرد بيان كرديم . آنچه در پى جويى تحرك حكومت محلى اموى مكه براى ما اهميت دارد اين است كه بدانيم ، ميزان مسؤوليت حكومت محلى در اجراى نقشه حكومت مركزى براى ناگهان كشتن امام يا دستگيرى آن حضرت در مكه مكرمه چه اندازه بوده است . تأمّل در سخنان منقول از خود امام عليه السلام در اين باره نشان مىدهد كه آن حضرت مسؤوليت اين نقشه را متوجه نظام اموى به عنوان يك كل و نيز شخص يزيد مىداند ؛ چنان كه به برادرش محمد حنفيه فرمود : برادرجان ، از آن ترسيدم كه يزيد بن معاويه ناگهان مرا در حرم بكشد و من كسى باشم كه حرمت اين خانه به وسيله او شكسته شود ؛ « 1 » و به فرزدق فرمود : اگر شتاب نمىكردم مرا مىگرفتند ؛ « 2 » و به ابن زبير فرمود : اگر در دو وجبى بيرون مكه كشته شوم ، دوست‌تر مىدارم تا يك وجبى آن ؛ و به خدا سوگند ، اگر در لانه هر يك از جنبندگان روى زمين پنهان مىشدم ، مرا بيرون مىكشيدند تا به مراد خود برسند . « 3 » ولى برخى متون ديگر تاريخى تصريح دارند بر اين كه مأمور و ناظر اجراى اين نقشه در مكه ، والى اين شهر ، يعنى عمرو بن سعيد بن عاص ( اشدق ) بوده است . طريحى دربارهء دلايل ناتمام ماندن حج امام حسين عليه السلام مىنويسد : . . . زيرا يزيد ، عمرو بن سعيد بن عاص را با لشكرى بزرگ گسيل داشت و امارت مراسم حج و همه حاجيان را به او سپرد و از او خواست كه چنانچه نتواند حسين را ناگهانى بكشد ، به طور پنهانى او را دستگير كند . سپس آن ملعون ، در همين سال ، سى تن از ابليس‌هاى بنىاميه را در ميان حجاج مأموريت داد كه هرطور بشود حسين را بكشند . « 4 » پيش از او سيد بن طاووس نيز با اشاره به اين موضوع نوشته است : چون روز ترويه
هامش
( 1 ) - اللهوف ، ص 128 . ( 2 ) - ارشاد ، ص 201 . ( 3 ) - نور الابصار ، ص 258 . ( 4 ) - المنتخب ، ص 243 ؛ بحار ، ج 45 ، ص 99 .