از اين رو گزارش طريحى مبنى بر گسيل شدن عمرو بن سعيد از سوى يزيد را بايد بر فرمان به وى حمل كرد . آنچه در نقل سيد بن طاوس مبنى بر رسيدن عمرو در روز ترويه به مكه آمده است ، بايد بر بازگشت وى از مدينه براى ترساندن مردم حمل كرد . بنابر اين بسيار بعيد مىنمايد كه اشدق در مدت طولانى كه امام در شهر حضور دارد و گروههاى گوناگون نزد وى آمد و شد مىكنند ، آن شهر را ترك گويد و تنها در روز ترويه باز گردد .
2 - در برخى متون تاريخى آمده است كه يزيد عمرو بن سعيد را در رأس لشكرى بزرگ يا انبوه گسيل داشت . ولى از برخى متون تاريخى ديگر چنين بر مىآيد كه اشدق ، والى مكه ، لشكرى چنان انبوه دراختيار نداشته است . بلكه گروهى از نيروهاى نظامى و شرطه در اختيار وى بودند كه بيش از تكافوى اداره امور داخلى مكه ، تنظيم حركت حاجيان و نگهبانى از حاكم را نمىكردند . در بررسى موضوع تلاش عمرو بن سعيد اشدق براى جلوگيرى از خروج امام عليه السلام از مكه به برخى از اين متون تاريخى اشاره خواهد شد .
مؤيد گفتار ما اين است كه اشدق نه امام را در مكه دستگير كرد و نه پنهانى يا رودررو به قتلش رساند !
شايد كسى بگويد كه برخوردارى امام عليه السلام از حمايت كافى در هنگام ورود به مكه ، موجب شد كه اشدق موفق به اجراى مأموريتش نگردد ! اين خود اعترافى است به اينكه در مكه نيروى كافى براى اين كار نداشتند . يا بگويد كه اشدق از كشتن امام در يك رويارويى آشكار طفره رفت ، زيرا بيم آن داشت كه با توجه به حضور شمارى فراوان از حاجيانى كه قلبشان مالامال از عشق و محبت امام حسين بود ، اوضاع به زيان حكومت اموى رقم بخورد .
روشن است كه چنانچه تأكيدهاى فراوان يزيد درباره اجراى اين فرمان و نيز تهديد اشدق ستمگر و بىباك در برابر مردم مدينه - كه بدون توجه به احترام كعبه اعلام كرد چنانچه ابن زبير به كعبه هم پناه ببرد به هر قيمتى كه بشود آن را به آتش خواهيد كشيد - نمىبود ، اين سخن درست بود .
مؤيد ديگر ما نقل ابن طاوس است كه مىگويد ، يزيد به اشدق فرمان داد كه با حسين عليه السلام درگير شود ( اگر او درگير شد ) و ( اگر توانست ) با او بجنگد ؛ و اين خود نشان ترس يزيد از بسنده نبودن قدرت امويان است ؛ و آن لشكر بزرگ و سپاه انبوه در اينجا ديده نمىشوند .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 180
مساهمون: الشيخ نجم الدين الطبسي
ص١٨٠