تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
نكته شايان توجه در اينجا اين است كه اشدق در اين خطبه ، پس از تهديد و ترساندن مردم مدينه « 1 » و يادآورى مظلومانه ريخته شدن خون عثمان ! - كه به دست صحابه كشته شد « 2 » - و پس از مدح و ثناى يزيد و بيم دادن مردم مدينه از قدرت او ، به طور مستقيم هيچ اشاره‌اى به قضيه امام حسين عليه السلام نمىكند . هر چند كه تهديد مردم مدينه ، كاشف از ترس وى از پشتيبانى از مخالفان به طور عام و از امام به ويژه بود . شايد دليل اصلى اشاره نكردن وى به قضيه امام عليه السلام شناخت او از جايگاه و قداست امام در دل‌هاى امت بود . در نتيجه بيم آن داشت كه احساسات مردم عليه حكومت بنىاميه تحريك شود ؛ و آنان را در عمل گرد وجود امام عليه السلام متحد سازد . باز مىبينيم كه اشدق به صراحت كامل اعلام مىدارد كه حكومت ، قصد كشتن ابن زبير را دارد . شايد آن عاملى كه وى را وادار به چنين تهديدى كرد اين بود كه مىدانست ، ابن زبير جايگاه و منزلت مردمى امام حسين عليه السلام را ندارد . اما مىبينيم كه اين ستمگر اموى بىباكانه و بدون توجه به منزلت والاى كعبه ، در ميان مردم تهديد مىكند كه خانه خدا را به رغم خواست همگان به آتش خواهد كشيد ؛ و اين خود نشان بارز ضعف روحى امت اسلامى است كه با وجود جريحه‌دار شدن احساساتش عليه چنين ستمگرى قيام نمىكند .

اجراى فرمان يزيد مبنى بر دستگيرى يا قتل امام در مكه

پيش از اين در مباحث مربوط به تحرك حكومت مركزى اموى در شام ، زير عنوان « نقشهء كشتن ناگهانى يا دستگيرى امام در مكه » ، گفتيم كه اين نقشه از واقعيات مسلم تاريخى است و تقريباً همهء مورخان بر آن اتفاق نظر دارند . در آنجا عواملى را كه امام عليه السلام
هامش
( 1 ) - وى به اين بهانه ، عبيدالله بن ابى رافع را دويست تازيانه زد برادرش از او شفاعت كرد ( ر . ك . المعارف ، ص 145 ) . محمد بن عمر نوشته است كه عمرو بن سعيد بن عاص اشدق ، در ماه رمضان سال شصت به مدينه رفت ؛ و بر مردم شهر وارد شد . چون مردم مدينه نزد وى آمدند ، او را مردى بسيار متكبر يافتند . . . آنگاه در پى چند تن از اهل مدينه فرستاد و آنان را به سختى كتك زد . ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 372 ) . ( 2 ) - علامه امينى ، فهرست شصت تن از صحابه را كه در قتل عثمان شركت داشتند ارائه داده است . ( الغدير ، ج 9 ، ص 195 - 163 ) .