تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
دوم : اين‌كه شخص نخست به‌وسيله حصين بن نمير ( تميم ) و دوم به‌دست مالك بن يربوع تميمى دستگير شده باشد ، مانع يكى بودن شخص نيست . زيرا امكان دارد مالك بن يربوع يكى از مأموران حُصَين بوده باشد و در نتيجه نسبت دستگيرى به هر دوى آنها درست است . سوم : مفهوم گفتار مالك بن يربوع ، طبق روايت تسلية المجالس ، « در بيرون كوفه سوار بر اسبم گشت مىزدم . در آن حال چشمم به مردى افتاد كه از كوفه بيرون آمد و با شتاب به سوى بيابان مىرود . . . » اين است كه او مردى را ديده كه از كوفه بيرون آمد و با شتاب آهنگ باديه داشته است ؛ و اين با دستگيرى او در قادسيه و يا نزديكى كوفه ، جايى كه جاسوسان و نگهبانان اموى در گستره آن منطقه پراكنده مىشوند منافاتى ندارد . چهارم : ميان گزارش گردن زده شدن و يا از بالاى كاخ به زير افكنده شدن و خرد شدن استخوان‌هاى ابن يقطر و رمقى از او باقى ماندن و آن طور كه مشهور است به دست لخمى سر بريده شدن او ، منافاتى وجود ندارد . زيرا چنين اختلافى از كشته شدن در تعابير عرفى بسيار معمول است و مردم ملزم به رعايت موازين فقهى يا قوانين رياضى نيستند . وانگهى روايت ابن شهرآشوب تنها يادآور شده است كه فرمان قتل او را ابن زياد صادر كرد ؛ و متعرض روش قتل نگرديده است .

عبدالله بن يقطر حميرى كيست ؟

مادر عبدالله ، دايهء امام حسين عليه السلام بود . مانند مادر قيس بن ذريح براى امام حسن عليه السلام . امام عليه السلام از مادر عبدالله شير نخورده بود ، ولى به دليل اين كه مادرش از آن حضرت پرستارى كرده بود ، او را برادر رضاعى امام عليه السلام مىخواندند . لبابه ، مادر فضل بن عباس نيز پرستار حسين عليه السلام بود . او نيز حضرت را شير نداده است ؛ چرا كه در روايت‌هاى صحيح آمده است كه امام حسين عليه السلام غير از سينهء مادرش ، فاطمه ، و يك بار از انگشت ابهام و بار ديگر از آب دهان رسول خدا صلى الله عليه و آله شيرى نخورده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - ابصار العين ، ص 93 ؛ ولى روايات ديگرى نيز وجود دارد كه مىگويد آن حضرت حتى از سينه فاطمه هم شير نخورد . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : حسين عليه السلام از فاطمه و هيچ زن ديگرى شير نخورد پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمد و انگشت ابهامش را در دهان او مىگذاشت و او به اندازه دو يا سه روزش مىمكيد . در نتيجه گوشت حسين عليه السلام از گوشت و خون رسول خدا صلى الله عليه و آله روييد . ( كافى ، ج 1 ، ص 465 ، حديث شماره 4 ) . امام رضا عليه السلام مىفرمايد : « پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمد و زبان در دهان حسين عليه السلام مىگذاشت . حسين آن را مىمكيد و با آن خشنود مىگشت ؛ و از هيچ زنى شير نخورد . » ( كافى ، ج 1 ، ص 465 ) . ولى علامه مجلسى اين دو روايت را به مرسل بودن متهم ساخته است ( مرآة العقول ، ج 5 ، ص 365 ) ؛ و سيد عبدالحسين شرف الدين بر اين دو روايت انتقاد دارد . ( ر . ك . اجوبة موسى جارالله ) .