در تنگنا گذاشتن و حبس و قتل مخالفان
« ابن زياد پس از آگاهى بر مكاتبهء اهل كوفه با حسين عليه السلام ، 4500 تن از توابين ، ياران اميرالمؤمنين و ديگر قهرمانانى را كه با وى پيكار مىكردند ، از آن جمله سليمان بن صرد و ابراهيم بن مالك اشتر را به زندان افكند . . . در ميان آنها قهرمانانى بودند كه راهى براى يارى حسين نداشتند ؛ زيرا در غل و زنجير بودند و يك روز درميان به آنها غذا دادهمىشد » . « 1 »
محقق شيخ باقر شريف قرشى از كتاب « المختار مرآة العصر الاموى » ( مختار آينه دوران بنىاميه ) نقل مىكند كه شمار كوفيان زندانىشده بهوسيله ابنزياد دوازده هزار تن بود . او همچنين از كتاب « الدر المسلوك فى احوال الانبياء و الاوصياء » نقل مىكند كه از جمله اين زندانيان سليمان بن صرد خزاعى ، مختار بن يوسف ثقفى و چهار صد تن از بزرگان و داعيان بودهاند . « 2 »
طبرى مىنويسد : ابن زياد فرمان داد تا مختار و عبدالله بن حارث را بجويند ؛ « 3 » و براى دستگيرى آن دو جايزه تعيين كرد . در نتيجه آن دو دستگير شده به زندان افتادند . « 4 »
هامش
( 1 ) - تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 63 ؛ و ر . ك . قاموس الرجال ، ج 5 ، ص 280 .
( 2 ) - ر . ك . حياة الامام الحسين بن على عليه السلام ، ج 2 ، ص 416 ؛ محقق قرشى گويد : اين تصميمها طوفانى از جزع و بىتابى را برانگيخت ؛ نه تنها در كوفه بلكه در همه نقاط عراق ، كوفيان از دخالت در هر موضوع سياسى بر كنار نگه داشته شدند و هيچ گونه تلاش مخالفت آميزى از آنان سر نزد . آنان يقين كردند كه قدرت براندازى حكومت اموى را ندارند ؛ و در نتيجه به سياستهاى سختگيرانه آنها تن دادند و آرام نشستند . ( همان مأخذ ، ج 2 ، ص 416 ) .
ما در اين باره ديدگاهى داريم كه شايد در فصل « حركت امت » در همين كتاب بيان كنيم ، ان شاء الله تعالى .
( 3 ) - عبدالله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب : وى كسى است كه امام حسن ( ع ) او را نزد معاويهفرستاد ؛ و روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در فضيلت فاطمه ( س ) دارد . او كسى است كه ابن زياد همراه مختار به زندانش افكند . ( مستدركات علم رجال الحديث ، ج 4 ، ص 508 ) . او در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله به دنيا آمد . هنگام مرگ يزيد با اهل بصره اجتماع كرد تا رياست آنان را عهدهدار گردد . زبير بن به كار گفته است : او پسر خواهر معاويه به نام هند است . پس از فرار ابن زياد ، مردم بصره به اتفاق او را به رياست برگزيدند ؛ و به پسر زبير نوشتند كه با او بيعت كنند . او نيز رياست عبدالله را تأييد كرد . عبدالله در فتنهء عبدالرحمن بن محمد بن اشعث از ترس حجاج ، از بصره به عمان گريخت و در سال 84 ه در آنجا درگذشت . ( ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 200 ) . او از سران بنىهاشم بود . ( همان مأخذ ، ج 3 ، ص 531 ) .
( 4 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 294 .