برخى منابع تاريخى نوشتهاند كه يزيد ، عمرو بن سعيد بن عاص را با يك لشكر گسيل داشت و امارت حج و مسؤوليت برگزارى مراسم حج را به دو سپرد و سفارش كرد ، كه حسين را هر كجا يافت بكشد . . . « 1 »
يك مأخذ ديگر مىگويد : « سى تن از بنىاميه را همراه يك گروه فرستاد و فرمان داد كه حسين را بكشند » . « 2 »
ديگرى مىنويسد : « آنان به جدّ كوشيدند تا امام را دستگير كنند و ناگهان بكشند ، گرچه او را به پردههاى كعبه آويخته ببينند » . « 3 »
از جمله اسناد تاريخى كاشف از اين حقيقت ، نامه ابن عباس به يزيد است كه در آن آمده است : « . . . من هر چيزى را فراموش كنم ، اين را از ياد نمىبرم كه حسين بن على را از حرم رسول خدا به سوى حرم خداوند راندى و كسانى را گماشتى تا او را بكشند و بالاتر از آن كسانى را وادار ساختى تا در حرم با او بجنگند . . . » « 4 »
براى نشان دادن اين كه امويان قصد داشتند ، امام عليه السلام را در مكه مكرمه دستگير كنند و يا بكشد ، نقل همين اندازه از متون تاريخى بس است .
تلاش حكومت محلى اموى در بصره
عبيدالله بن زياد در دوران حكومت خود بر بصره همه ظاهر زندگى سياسى و اجتماعى مردم را زير سيطره خويش گرفته بود ؛ و ستم و بيداد او مشهور است . او ميان قبايل تفرقه مىافكند و ميان بزرگان و اشراف ايجاد ناخوشنودى مىكرد ؛ و براى اداره امتى كه نسبت به فساد و تبهكارى حكمرانانشان آگاه و از آنها ناراضى بودند ، انواع روشهاى نيرنگآميز را به كار مىبست .
ولى باطن زندگى سياسى و اجتماعى بصره شاهد پديدهاى ديگر يعنى تلاش پنهانى
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين ، مقرم ، ص 165 .
( 2 ) - تذكرة الشهداء ، ص 69 .
( 3 ) - الخصائص الحسينيه ، ص 32 .
( 4 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 248 - 249 ؛ بحار ، ج 45 ، ص 323 - 324 ؛ و در تذكرة الخواص ( ص 248 ) آمده است : « آيا فراموش كردهاى كه طرفدارانت را فرستادى تا حسين را در خانهء خدا بكشند » .