تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
ابن عساكر ( در گذشته به سال 571 ه ) باشد . « 1 » پس از او سبط بن جوزى ( درگذشته به سال 654 ه ) و سپس مزّى ( در گذشته به سال 742 ه ) است . اما در كتاب‌هاى تاريخى كهن‌تر از اينها ، مثل الفتوح و تاريخ طبرى نشانى از اين نامه ديده نمىشود . اشعار نقل شده به وسيله ابن جوزى در ذيل اين نامه را صاحب الفتوح نيز آورده است ، با اين تفاوت كه در نقل وى مخاطب نامه مردم مدينه هستند - كه ذكرش خواهد آمد - . اين موضوع برانگيزاننده اين شبهه است كه چه بسا اين نامه از ساخته‌هاى جيره‌خواران تاريخ باشد كه در خدمت شجره ملعونه قرار دارند ؛ و آن را با اين پندار جعل كرده‌اند كه به اين وسيله يزيد را تبرئه كنند و بگويند : او به ابن‌عباس ( و بنىهاشم ) نامه نوشت و از طريق آنها با حسين عليه السلام سخن گفت ؛ و آن كه هشدار مىدهد معذور است !

نامه يزيد به قريشىهاى مدينه

همچنين در تاريخ آمده است كه يزيد نامه‌اى براى مردم مدينه نوشت كه چند بيت شعر نيز پيوست داشت - همان اشعارى كه ذكر شد - . او در اين نامه مردم را تهديد كرد كه بايد از هرگونه تحركى بر خلاف مصالح حكومت اموى برحذر باشند . ابن اعثم كوفى گويد : نامه يزيد خطاب به قريش و ديگر بنى هاشم به وسيلهء پيك رسيد و اين ابيات را دربرداشت . . . گويد : آنگاه مردم مدينه به اين ابيات نظر كردند و سپس آن را همراه نامه براى حسين بن على - رضى الله عنهما - فرستادند . چون حسين عليه السلام به نامه نگريست دانست كه از يزيد بن معاويه است و در پاسخ چنين نوشت :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
« وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ ، أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ » .
« 2 » والسلام « 3 »
هامش
( 1 ) - معجم المؤلفين ، ج 7 ، ص 69 . ( 2 ) - يونس ( 10 ) ، آيه 41 . ( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 77 .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 139 | الشيخ نجم الدين الطبسي / عبد الحسين بينش