شعله كشيدن نهفته مىزيست .
اين مسئله مبتلى به هر ايرانى بود كه كمتر كسى است در اين مملكت از زن گرفته تا مرد كه دخانيات استعمال نكند . در هر خانه كه قدم بگذاريد غليون نيز مثل چاى و قهوه به شما تعارف مىشود . هيچ ايرانى متعينى نيست كه در سفر غليوندار خود را با اسبى كه غليون و تنباكودان و دو منقل پر از آتش بر آن بستهاند همراه خود نبرد .
مىگويند كه سلسله جنبان اين نهضت مخالف روحانيونند و كسى كه به ايشان دستور اين كار را داده رييس روحانيون كربلاست . اين امر تعجبى ندارد زيرا كه كمتر فرصتى بهتر از اين براى علمدارى از نهضتى عمومى به دست روحانيون خواهد افتاد .
آيا انگشت دولت روسيه در اين كار مداخله ندارد ؟ به تصور من دولت روسيه هرگز نمىتواند در امرى كه موجب استيلاى بدون مقدمهء انگليس بر ايران باشد بىكار بنشيند .
ممكن است كه اين دولت در مقابل استيلاى انگليس بر بعضى از نواحى جنوبى سكوت اختيار كند اما به بسط دامنهء سلطهء انگليس به نواحى شمالى كه از تبريز تا مشهد ممتد است يعنى آذربايجان و گيلان و مازندران و خراسان كه مجاور سرحدات روسيهاند هرگز رضا نخواهد داد .
12 اوت 1891 - 14 محرم 1309
در تبريز مردم اعلانات شركت را از ديوارها كنده و به جاى آنها اعلاميههاى انقلابى چسباندهاند . امير نظام كه با وليعهد در باب سركوبى شورشيان اختلاف نظر حاصل كرده چنانكه گفته مىشود از پيشكارى آذربايجان استعفا داده و شاه امين حضور را با دستورهايى مخصوص مأمور تبريز كرده است .
30 اوت - 21 محرم
مردم تبريز مستدعيات خود را به شاه تلگراف كرده و به او خاطرنشان ساختهاند كه از واگذاشتن منافع مسلمين به عيسويان كه مخالف قرآن است خوددارى نمايد و اگر اين تقاضا مورد قبول نيايد خود با اسلحه از حقوق حقهء خويش دفاع خواهند كرد .
امير نظام ظاهرا از ترس صدمهاى كه ممكن بوده است به خاندان او وارد آيد آنها را به