تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
را به اين حسن نظر تبريك گفت اما جلوى تهمت و بدزبانى را كه باب شده نمىتوان گرفت حتى درباريان كه معمولا مردمى خود دارند و در نهفتن حقايق مهارتشان كمتر از استادى ايشان در تلقين زهر تملق نيست همين حال را دارند و حال اين جماعت وخامت اوضاع را مىرساند .

25 ژوئن - 18 ذى القعده

امروز بعد از ظهر عزيز السلطان يكى از پسران جوان شاه را به شكار دعوت كرده است . مليجك يا بهتر بگوييم پدرش از هيچ چيز ملاحظه ندارند . وجود اين بچه كثيف خودرأى در دربار گذشته از اين كه چيزى بر شأن شاه نمىافزايد باعث سرشكستگى او نيز شده و همه اين كار را تقبيح مىكنند . به نظر من محبتى كه اعليحضرت به اين بچه حيوان چشم دريده دارد به كلى غير طبيعى است در صورتى كه انسان از ديدن اطفال نازنين خود شاه حظ مىبرد و تعجب مىكند كه او چرا آن همه محبت را از اطفال خود برمىگيرد و به اين عزيزدردانهء بىجهت متوجه مىسازد .

27 ژوئن - 20 ذى القعده

امروز خدا به اعليحضرت پسر جديدى مرحمت كرده . مادر اين طفل نوزاد برادرزادهء خانمى است كه سال قبل من او را عمل كردم ، زنى است جوان و دختركى هفت ساله از شاه دارد . اگر چه از اين قبيل نوزادها گاه‌به‌گاه در اندرون قدم به عرصهء وجود مىگذارند ولى ناصر الدين شاه اگر هم از اينها بيشتر زن داشت باز نمىتوانست به جد خود فتحعلى شاه كه از جهت كثرت اولاد شهرتى عالمگير دارد برسد .

30 ژوئن - 23 ذى القعده

اين ايام مشكل تازه‌اى بر مشكلات سابق افزوده شده است به اين معنى كه كاتى گرين‌فيلد « 1 » دختر جوان 17 ساله را به تازگى يكى از رؤساى كرد به اسيرى گرفته و به ميان
هامش
( 1 ) .Katty Greenfield