تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
ايل خود برده است . اين زن دختر يكى از قنسول‌هاى سابق انگليس است كه پدر او در ايران مرده و املاكى از خود گذاشته كه به زن او رسيده است و يكى از علل تعرض آن خان كرد هم به او همين ثروت و املاك بوده . كاتى از ترس آن كه به او زياد آزار نرسانند قبول اسلام كرده اما سفارت انگليس بنابر شكايت مادر او در اين باب به شاه مراجعه نموده و بر خلاف ميل اعليحضرت برگرداندن دختر را خواستار شده و شاه هم دستور داده است كه خان‌كرد دختر را پس بدهد و اگر اطاعت نكند به زور او را از وى بگيرند و در اين باب تحقيقات كنند تا قضبه مطابق قانون و عدالت فيصله يابد .

4 ژوئيه - 27 ذى القعده

شاه اسب ديگرى به من مرحمت كرده تا در سفرها در ركاب باشم و در راه‌ها از او جدا نشوم . پر واضح است كه اين ايام خاطر شاه از بابت اخبارى كه از بلاد مختلفه مىرسد و حكايت از اغتشاش مىكند سخت نگران است .

7 ژوئيه - 30 ذى القعده

امروز به نيم فرسخى يعنى به لشكرك كه در دره‌اى تنگ و كنار رودخانه واقع است رفتيم . يكصد و پنجاه زن اندرون كه امينه اقدس نابينا هم در ميان ايشان است و سعى بسيار دارد كه در هيچ نقطه جاى خود را خالى نگذارد با ما همراهند . اين زن كه همه وقت مىكوشيد كه از ديگران ممتاز باشد در اين سفر هم تنها با سروصداى مخصوص مسافرت مىكند و با اين كه تمام زن‌هاى اندرون حتى انيس الدوله بر اسب سوارند او با كلفت‌هاى خود با پنج كالسكه و پنجاه سوار جلودار و يك شاطر كه در مقابل در كالسكهء او مىدويد راه مىپيمايد اما تمام اين كوكبه و جاه و جلال فقط براى طى دو كيلومتر بيشتر نيست .