اين چهارچوب را به توسط طنابهايى كه يك سر آنها به انتهاى چوبها بسته و سر ديگر آنها را زير تختهسنگهاى بزرگى گذاشتهاند قايم كردهاند .
يك تخته قالى معمولى در كف چادر گسترده است و عروس را اقوام او در همين حجلهء سردستى نشانده و انتظار مقدم داماد را دارند . آداب عروسى و عمل زناشويى نيز در همين مكان صورت خواهد گرفت .
13 ژوئيه - 6 ذى الحجه
باران و طوفان كه دنبالهء آن تقريبا هيچ وقت قطع نمىشود چادرهاى ما را غير قابل سكونت و زندگى ما را مشكل كرده است . زمين همه جا گل و مرطوب است ، حال چادرهاى شاهى كه آنها را بر لب رودخانه زدهاند از حال چادرهاى ما بهتر نيست و من حيقيقة نمىدانم اين يك صد و اندى زن را كه در بيست چادر مقيمند و تا روز حركت از آنها بيرون نمىآيند چگونه نگاهدارى مىكنند و به ايشان چه مىگذرد ، واقعا براى اين كه با اين وضع بسازند بايستى مدتها مشق اين كار فوق العاده را كرده باشند .
شاه شخصا هميشه در حركت است و هر يك از ما لااقل اين مسرت را داريم كه به تبعيت از او چه در شكار چه در گردش كم و بيش مجبوريم و همين حركت تا حدى ما را از ناملايمات ماندن در زير چادر خلاص مىكند .
هر قدر باران زياد است شكار كمتر به دست مىآيد ، با اين حال و با اين كه هوا به هيچ وجه براى شكار مساعد نيست در عقب آن مىرويم . شاه در تفحص بز و قوچ كوهى است ولى من به همان بلدرچينهايى كه در زير علفهاى بلند ته دره پنهانند قناعت مىورزم .
شاه و صدراعظم امروز صبح دچار لرز مختصرى شده بودند ، من فرصت را غنيمت شمرده پيشنهاد كردم كه جاى اردو را عوض كنند . پيشنهاد من پذيرفته شد و چادرها را به نقطهاى بلندتر كه صد متر تا اين محل فاصله داشت و زمين آن خشكتر و شيب آن براى جريان آب باران بيشتر بود انتقال دادند .