تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥

8 ژوئيه - 1 ذى الحجه

امروز سه فرسخ راه رفتيم و قسمت اول راه ما همان راهى بود كه سال قبل پيموده بوديم اما نه براى رفتن به لواسان بلكه از وسط راه به طرف راست يعنى مشرق پيچيديم و در چهار باغ كه نقطهء زيبايى است و مزارع آن در كنار نهرى پشت سر هم قرار گرفته اردو زديم .

9 ژوئيه - 2 ذى الحجه

سال گذشته مستقيما از لواسان به لار رفتيم ، امسال بعد از آن كه سه ساعت تمام راه‌هاى خطرناكى را طى كرديم در فيل زمين كه انتهاى دره‌اى است و تپه‌هاى سيصد چهار صد مترى بر آن مشرفند فرود آمديم . هيچ نقطه زمين هموارى كه بتوان بر روى آن چادرى را هر قدر هم كوچك باشد زد به دست نمىآيد ناچار چادر شاه و اهل حرم را در بالاى تپه‌اى زده و ساير چادرها را هم در بستر رودخانه‌اى كه تقريبا خشك است برپا داشته .

10 ژوئيه - 3 ذى الحجه

پس از يك ساعت سربالايى به جلگهء لار سرازير شديم و بعد از يك ساعت ديگر طى طريق در حالى كه قلهء دماوند هميشه جلوى چشم ما بود به سياه‌پلاس كه اردوگاه دوم سال قبل ما بود رسيديم . جلگه و تپه‌هاى اطراف به علت باران‌هاى متوالى كه تا همين ايام دوام داشت از سال گذشته سبزتر و خرم‌تر است .

12 ژوئيه - 5 ذى الحجه

بعد از طوفان تگرگى آمد كه همه جا را در جامهء سفيد گرفت . در اين سرما دو تن از افراد ايل را عروسى مىكردند و حجلهء ايشان را كه نبايد در اين هوا چندان گرم باشد ترتيب داده بودند . اين حجله از چند گليم كه تركان به آن دورويه مىگويند و آنها را بر چهار تير نهاده و از آنها چادرى درست كرده‌اند ترتيب داده شده .
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 195 | عباس إقبال آشتياني / فووريه