تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
الأنبياء بر مىخوريم ، خاصه آنجا كه دانشمندان أهل سنت وجماعت كوشش دارند عقايد الحادآميز باطنيان را به منشأ واصلى پيوند دهند . خواجة نظام الملك آنجا كه سخن دربارهء باطنيان مىراند ، وبه عبد الله ميمون القداح مىرسد گويد : وعبد اللَّه بن ميمون در كوهستان بر اين مذهب دعوت مىكرد ، ومشعبدى سخت أستاذ بود ، ومحمد زكريا نام وى را در كتاب مخاريق الأنبياء آورده است . « 110 » بغدادي ( فت 429 ه ) ، در فصلى كه اختصاص به فضايح باطنيان داده ، چند فقره از رسالهء شخصي به نام قيروانى را به سليمان بن الحسن نقل مىكند ودر آن ميان گويد : شايسته است كه به دانستن مخاريق الأنبياء مسلط شوى ، وتناقض گفتار آنان را بدانى . « 111 » در تاريخ اسلام به مردان بسيارى برخورد مىكنيم كه متهم به زندقة والحاد بوده‌اند ، از جمله عبد اللَّه بن مقفع كه مىنويسند : باب « برزويه وطبيب » را از خود ، بر كليله ودمنه افزود تا عقيدة مردم را باسلام سست كند ، وآنان را گمراه سازد وعبد الكريم بن أبي العوجاء ، وصالح بن عبد القدوس ، كه سخنان ناروا به پيمبر نسبت مىدادند تا مردم را از اسلام بر كنار سازند . وبشار بن برد كه صريحا آتش را شايسته پرستش مىدانسته . وأبان بن عبد الحميد لاحقى ، كه بجاى « سبحان اللَّه » ، « سبحان مانى » مىگفته است . « 112 »
هامش
( 110 ) سير الملوك ، ص 263
( 111 ) الفرق بين الفرق ، ص 179
( 112 ) مجلهء يغما ، سال 11 ، ص 507