در باب خوردن وآشاميدن واشتغال به ملاهي كساني كه مرا در اين حالات ديدهاند دانسته كه هيچ گاه به طرف افراط متمايل نبودهام ودر پوشاك ومركوب ونوكر وكنيز نيز در همين حد مىرفته ، اما علاقهء من به دانش وحرص واجتهادي را كه در اندوختن آن داشتهام آنان كه معاشر من بودهاند مىدانند وديدهاند كه چگونه از أيام جوانى تا كنون عمر خود را وقف آن كردهام تا آنجا كه اگر چنين اتفاق مىافتاد كه كتابي را نخوانده يا دانشمندى را ملاقاة نكرده بودم ، تا از اين كار فراغت نمىيافتم به امرى ديگر نمىپرداختم واگر هم در اين مرحله ضررى عظيم در پيش بود تا آن كتاب را نمىخواندم واز آن دانشمند استفاده نمىكردم ، از پاى نمىنشستم وحوصله وجهد من در طلب دانش تا آن حد بود كه در يك فن بخصوص به خط تعويذ ( يعنى خط مقرمط وريز ) بيش از بيست هزار ورقه چيز نوشته وپانزده سال از عمر خود را شب وروز در تأليف جامع كبير ( همان حاوي ) صرف كردهام ، وبر اثر همين كار قوهء بيناييم را ضعف دست داده ، « 7 » وعضلهء دستم گرفتار سستى شده واز خواندن ونوشتن محرومم ساخته است با اين حال از طلب باز نماندهام وپيوسته به يارى اين وآن مىخوانم وبر دست ايشان مىنويسم .
پس اگر أموري كه گذشت در پيش چشم مخالفان باعث تنزل رتبهء من در مقام فلسفهء عملي است ، وغرض ايشان پيروى از سيرهء ديگرى است ، آن را به مشاهده يا مكاتبه به ما بنمايانند ، تا اگر از سيرهء ما بهتر است ، آن را اختيار كنيم واگر خطايى ونقصى در آن راه دارد ، به رد آن
هامش
( 7 ) معاصران رازي از راه بدخواهى نابينايى أو را بعضي نتيجهء اشتغال به كيميا وپارهاى ديگر بر اثر كثرت اكل باقلا دانستهاند ( ابن أبي اصيبعه ، 1 : 312 وقفطى ، ص 272 والفهرست ، ص 299 ) . - حاشية ناشر متن عربى .