اما در رياضيات اعتراف دارم كه مطالعهء من در اين رشته فقط تا حد احتياج بوده است وعمدا ولى نه از راه عجز نخواستهام كه عمر خود را در مهارت يافتن در اين رشته بر باد دهم واگر كسى انصاف داشته باشد عذر مرا موجه خواهد شمرد چه راه صواب همان است كه من رفتهام ، نه آنكه جمعى فيلسوف مآب مىروند وعمر خود را در اشتغال به فضوليات هندسه .
نابود مىسازند . « 6 » به هر صورت اگر با اين درجه از دانش كه دارم مستحق نام فيلسوف نباشم ، پس كه را در اين زمان استحقاق نام اين عنوان فرآهم خواهد شد .
اما در قسمت عملي به عون وتوفيق الهى هيچ وقت از دو حدى كه سابقا معين كردم تجاوز ننموده وراهى نرفتهام كه كسى تواند گفت كه سيرت من سيرتى فلسفي نبوده است ، مثلا هيچ گاه به عنوان مردى لشكرى ، يا عاملي كشورى به خدمت سلطاني نپيوستهام واگر در صحبت أو بودهام از وظيفة طبابت ومنادمت قدم فراتر نگذاشته . هنگام ناخوشى به پرستارى واصلاح امر جسمي أو مشغول بوده ودر وقت تندرستى به موآنست ومشاورت أو ساختهام وخدا آگاه است كه در اين طريقه نيز جز صلاح أو ورعيت قصدي ديگر نداشتهام ، در جمع مال دستخوش حرص وآز نبوده ومالي را كه به كف آوردهام بيهوده بر باد ندادهام ، با مردم هيچ وقت به منازعه ومخاصمه برنخاسته ، وستم در حق كسى روا نداشتهام بلكه آنچه از من سر زده است خلاف اين بوده حتى غالب أوقات از استيفاى بسيارى از حقوق خود نيز درگذشتهام .
هامش
( 6 ) رازي كتابي در همين باب به نام الرد إلى من اشتغل بفضول الهندسة داشته ( قفطى ، ص 273 ) ، وشايد غرض رازي از اين مردم طرفداران فلسفهء جديد فيثاغورس يعنى حرانيين بوده است . - حاشية ناشر متن عربى .