مىكشد ، ليكن عقل بر خلاف غالبا ما را از طي اين طريق نهى مىكند وبه أموري شريفتر مىخواند .
4 ) پروردگار ما - كه از أو چشم ثواب داريم وبيم عقاب - بر ما نگران است ، از راه رحمت آزار بر ما نمىپسندد ، ستم وناداني را از ما زشت مىدارد واز ما خواستار عدل وعلم است . بنا بر اين ، كسى كه به آزار پردازد وسزاوار آزار شود ، به قدر استحقاق گرفتار عقوبت أو خواهد شد .
5 ) هيچ كس نبايد در پى لذتى رود كه ألم ناشى از آن ، كما وكيفا بر آن لذت بچربد .
6 ) قوام عالم وبناى معيشت مردم بر روى اشيائى جزئي است از قبيل زراعت وبافندگى ونظاير آنها ، ايزد جليل عزيز راه بردن آنها را براي رفع حوايج زندگانى در عهدهء ما گذاشته .
اين أصول مسلّمهاى است كه بيانات ما بر آنها مبتنى خواهد بود ، پس گوييم : چون لذات وآلام دنيايى با گسيختن رشتهء عمر نابود مىشود ولذات عالمي ديگر كه جاويد است پايدار وبىپايان خواهد بود ، پس آنكه لذت باقي نامتناهى را به لذتى محدود وناپايدار بفروشد مغبون است .
اگر امر چنين است پس بالنتيجه ما را نمىرسد كه در پى لذتى باشيم كه وصل بدان ما را از فيض عالمي روحاني باز دارد يا در همين عالم ما را دچار المى سازد كه رنج آن در كميت وكيفيت بر لذتى كه جوياى آنيم فايق آيد ، از اين نوع گذشته در طلب ساير لذات مانعى نيست . با اين حال مرد حكيم غالبا به ترك بسيارى از اين لذات غير ممنوع مىگويد ونفس خود را به اين ترك عادت مىدهد تا در موارد لزوم - چنانكه در كتاب طب روحاني گفتهايم - بسهولت بتواند پايدارى كند چه عادت به گفتهء قدما طبيعتي ثانوي است ولياقت آن را دارد كه با تمرين هر مشكلى را آسان
و
السيرة الفلسفية ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٩٣