ايجاد هر چيزى است كه ممكن الوجود باشد ، بلكه مقتضاى فيّاضيت مطلقه آن است كه افاضه ء وجود بر هر ممكن الوجودى بفرمايد ، و از جمله ء امور ممكنه خلقى است متّصف به صفت قدرت و اختيار ، و به عبارت ديگر خلق صفت قدرت و اختيار از براى مخلوق ، پس خداوند عالم ، قادر بر چنين خلقى هست و از چنين خلقى نقصى لازم نمىآيد ، چنان كه خدا حىّ وعالم وسميع وبصير بود ، و خلق كرد خلقى را كه حىّ وعالم وسميع وبصيرند .
همچنين خداوند قادر متعال خلق مىكند به جهت مصالح و اظهار قدرت تامّه خلقى را كه قادر مختار باشند ، ومىبينيم بالبديهة والاجماع والآيات والاخبار كه انسان چنين خلقى است ، بلكه چون انسان جامع جميع شئونات ومظهر صفات جلال وجمال حضرت ايزد متعال است و در آن صفت حيات وعلم واراده وسمع وبصر ونحو اينها مخلوق است بايد البتّه متّصف به صفت اقتدار و اختيار نيز باشد ، و ليكن بايد ملاحظه نمود كه چه نوع قدرت واختيارى [ براى ] او هست .
پس مىگوييم كه هم چنان كه خداوند عالم موجود است وحىّ وعالم إلى غير ذلك من الصفات ، و ليكن وجود او واجب ، وحيات او واجب ، وعلم او واجب و همه در نهايت كمال ومبرّا از شائبه نقص ، بلكه وجودش وجود محض وحياتش حيات محض ، وعلمش علم محض وافاضه ء وجود وحيات وعلم مثلًا بر انسان نمود ، و ليكن وجودى امكانى وحياتى امكانى وعلمى امكانى ، پس امر در قدرت و اختيار نيز چنين است ، وقدرتش واختيارش نيز مانند وجودش وحياتش وعلمش [ مىباشد ] « هر خانه به كدخداش ماند » همه چيز ، متاع البيت يشبه صاحب البيت ، ووجود ايشان وجود امكانى است كه نه به مثابه ء وجود صرف است كه وجود بوده باشد ، و نه عدم صرف ، بلكه وجودى است مشوب به عدم وعدمى است مشوب به وجود .
و همچنين حيات او نه حيات صرف واجبى است ، و نه ممات صرف ، بلكه حياتى است مخلوط به ممات ، ومماتى است ممزوج به حيات ، وعلم او نه علم صرف وانكشاف حقيقى واجبى است و نه جهل صرف ، بلكه علمى است جهل آلود وجهلى است علم آلود . پس همچنين قدرت واختيارى كه قادر ومختار مطلق از براى انسان
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٨٧