س : بيان فرماييد ، أطال الله بقاءكم ودامت بركاتكم ، وجعل ظلَّكم ممدوداً على رؤس المسلمين كه : هر گاه كسى بگويد كه : جايز نيست كه بگويى كه : الله تعالى اشياء را در ازل مىدانست ، به جهت اين كه اين كلام مستلزم جهل خداى تعالى وقدم اشياء است ، امّا جهل پس به سبب آن كه ازل را چه تعبير كنى از آن به ذات مقدّس ، و چه از جمله ء اوعيه ء ذات مقدّس بدانى ، چنانچه منقول از متكلَّمين است اشياء در آن نبودند .
امّا در ذات پس واضح است ، ويدلّ عليه العقل والنقل ، وامّا با ذات ، پس آن هم ظاهر است ، وعقل و نقل و ضرورت قائم برآنند « كان الله و لم يكن معه شيء » .
پس هر گاه بگويى : اشياء را در ازل مىدانست با وجود اين كه اشياء حادث در آنجا نبودند ، كذب وجهل است . آيا نمىبينى كه چيزى كه در دست كسى نيست كسى بگويد : من آن چيز را در دست آن كس مىدانم ، اين محض جهل است و هر گاه بگويد : آن را در دست فلان نمىدانم اين محض علم است .
وامّا لزوم قدم ، پس به جهت آن است كه وقتى تصوّر نمىشود كه خدا اشياء را در ازل نداند ، [ پس بايد اشياء در ازل باشند تا خدا اشياء را در ازل بداند پس قدم اشياء لازم آيد ] و اين هم واضح است ، وتعدّد قدماء كه به عقل و نقل واجماع باطل ، وجهل بر خدا غير جايز ، پس قول به اين كه : « الله تعالى يعلم الاشياء في الأزل » باطل وكفر صريح است ، بلكه اعتقاد حق ومذهب صحيح آن است كه بگويى : الله تعالى اشياء را بكليّاتها وجزئيّاتها وكميّاتها وكيفيّاتها وحدودها واشكالها وهيئتها وصورها در زمانها و
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٠٥