تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

بشريّت بود ، و در اين دار هوان سكنى نمودند و به اكل وشرب ووقاع ، ولزوم مصاحبت ابناء نوع مىپرداختند ، و اين ظلمى است بر نفس مجرّد ، چه وظيفه ء آن در همه حال علم ومعرفت و ياد خدا واستغراق بحر شهود است ، خاصّه بر نفوس مقدّسه ء ايشان كه در بساط قرب مالك الملوك حاضر بودند ، و آن چه بر ديگران روا بود ، بر ايشان ناروا بوده « حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين » و آن چه از گناه وظلم و امثال آنها كه ائمّه ء طاهرين در مناجاتها وادعيه [ به خود ] نسبت مىدادند اشاره ء به اين مطلب بود ، و بعضى از علما وزرى را كه خدا از حضرت رسول ( صلَّى الله عليه وآله ) وضع فرمود كه : * ( وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ ) * ( 1 ) به اين وزر تفسير نموده . وامّا جهل ايشان ، پس به جهت اين كه علم وجهل امرى است اضافى ، پس كسى نسبت به چيزى عالم مىباشد و نسبت به چيز ديگر جاهل ، وشكَّى نيست كه انبياء وائمّه در همه وقت عالم به هر چيزى نبودند ، بلكه علوم ايشان در تزايد بود ، وآناً فآناً جهلى از ايشان زايل وعلمى حاصل مىشد ، هم چنان كه در احاديث مستفيضه وارد شده است كه در هر شب جمعه علم ايشان زياد مىشود ، و معلوم است كه پيش از زياد شدن جاهل به آن معلوم بودند ، و به فخر رسل خطاب رسيد كه : * ( ولَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ ) * ( 2 ) وفرمود : * ( و ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ) * ( 3 ) و : ما عرفناك حقّ معرفتك ، و در احكام الهيّه منتظر نزول وحى وجبرئيل بود ، و اگر همه را دانستى انتظار نكشيدى ، پس ايشان نيز به امور بسيار جاهل بودند . و از اينجا مستفاد مىشود مراد از ظلوم بودن وجهول بودن به معنى پنجم و ششم نيز از براى ايشان ، چه مىتواند شد كه ايشان نيز در به دو امر مطَّلع نبودند بر اين كه اختيار مستعقب تكليف ، واقتدار مستتبع مشقّت اطاعت تكليفيّه است ، و بر اين كه اختيار اگر چه مشوب به عجز بوده باشد ممكن را سزاوار نيست كه تحمّل آن را طالب باشد .

هامش
( 1 ) سوره ء شرح : 2 .
( 2 ) اعراف : 188 .
( 3 ) اسراء : 85 .