[ حركت هوا موجب سردى . . ]
س پنجم : موافق طبّ يا كلام حكماء اين است كه حركت باعث سخونت است ، بنا بر اين بايد هر چيزى كه حركت مىكند احداث سخونت در آن شود ، پس چه سبب است كه در هواى گرم كه باد حركت نمىكند گرمى تأثير مىكند ، و چون هوا حركت كرد احداث برودت مىكند وهوا سرد مىشود ؟ و همچنين تا آب داخل قنات است وحركت نكرده گرم است ، و چون حركت كرد و بر روى زمين جارى شد سرد مىشود ، و در حركت آب وباد سخونت ظاهر نمىشود ؟
ج : امّا از براى برودت هوا به سبب وزيدن باد پس بدان كه آب بالذات سرد است وتر ، و زمين سرد است وخشك ، وهوا گرم است وتر ، وهوا به اعتبار رطوبت ذاتيّه كه دارد هر كيفيّتى را در نهايت سهولت قبول مىكند و به اندك ممدّى آن را مىپذيرد ، و به اين سبب هوا با وجود حرارت ذاتيّه به اعتبار مجاورت وقرب زمين و آب واختلاط با اجزاى ارضيّه ومائيّه چنان سرد مىشود كه اگر حرارت اشعّه ء شمس تلافى آن را نكند زيست كردن در آن ممكن نيست ، و به اين اعتبار است كه طبقه ء مرتفعه ء از هوا كه اشعّه ء خورشيد به آنجا نمىرسد وبخارات مرتفعه از زمين كه مشتمل است بر اجزاء ارضيّه ومائيّه به آنجا متصاعد مىشود در نهايت برودت مىباشد ، و چون حرارت ذاتيّه ء هوا با برودت كسبيّه ء آن از ارض و آب مقارنت نمىكند به اين جهت است كه مادامى كه حرارت اشعّه ء آفتاب معاونت در حرارت نكند برودت آن به حدّ افراط مىرسد ، خصوصاً هر گاه برودت به سبب ابخره نيز با آن ضمّ مىشود ، و هر چه معاون برودت
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٠١