تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

كردم از حضرت صادق ( عليه السّلام ) از قول خداى تعالى : * ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الله يَسْجُدُ لَه ُ مَنْ فِي السَّماواتِ ومَنْ فِي الأَرْضِ والشَّمْسُ والْقَمَرُ ) * ( 1 ) تا آخر آيه ، حضرت فرمود : از براى خورشيد هر شبانه روزى چهار سجده است ، يك سجده پيش از طلوع فجر ، و چون از سجده فارغ شود فجر طلوع مىكند و وقت نماز داخل مىشود ، امّا سجده ء دوّم به درستى كه چون به وسط قبّه رسيد و روز بلند شود پيش از زوال ركود مىكند ، پس هر گاه به محاذى عرش رسيد ركوع مىكند و سجده مىنمايد ، و چون از سجده فارغ شود از وسط قبّه زائل مىشود و وقت نماز زوال داخل مىشود . وامّا سجده ء سوّم به درستى كه آن در هنگامى از افق غايب شد به سجده مىافتد ، و چون از سجده برمىخيزد زوال شب مىشود ، هم چنان كه هنگامى كه از وسط السماء زايل شد وقت زوال نهار داخل شد . و در اصل خبر سجده ء چهارم مذكور نيست . ( 2 ) و چنانچه از بعضى از اخبار ديگر مستفاد مىشود وقت سجده ء چهارم نصف شب است مقابل وقت زوال روز . ومخفى نماند كه از براى جمعى از علماى اعلام در فهميدن اين احاديث اشكالاتى چند حاصل شده و در حلّ آنها متحيّر مانده اند ، حتّى اين كه ملا محمّد باقر مجلسى در كتاب سماء وعالم بحار گفته است : إنّها من متشابهات الاخبار ومعضلات الاثار ، ولا يعلم تأويلها الَّا الله والراسخون في العلم . و از جمله اشكالاتى كه ذكر كرده اند دو اشكالى است كه جناب سائل ذكر كرده ، كه يكى آن است كه هم چنان كه حديث دوّم و آخر بر آن دلالت مىكند كه ركود شمس پيش از زوال است در وقت وصول به دايره ء نصف النّهار ، وشمس در هر آنى در دايره ء نصف النّهار ولايتى است ، پس لازم مىآيد كه آفتاب دائم در ركود باشد ، ودوّم آن است كه هم چنان كه در حديث اوّل وسوّم و چهارم به آن تصريح شده بايد روز جمعه كوتاه ترين روزها باشد ، و حال آن كه اين خلاف محسوس است ، و از

هامش
( 1 ) حج : 18 .
( 2 ) بحار 55 / 164 به نقل از اختصاص با تلخيص .