امير و حضرت امام حسين ( عليه السّلام ) نيز متواتر است ، و در ساير ائمّه نيز احاديث صحيحه ء معتبره بسيار وارد شده است ، و اگر متواتر نباشد به مرتبه اى است كه اذعان بايد كرد . انتهى كلامه .
وامّا در خصوص امتداد زمان ظهور قائم وايّام رجعت و فاصله ء ميان ما و تمام شدن دنيا ، پس از جمله ء قطعيّات تعيّنيّه ء ضروريّه آن است كه تمام شدن دنيا امر دفعى نيست كه بدون تقديم مقدّمه وامتداد زمانى قيامت قائم شود ، يا خلق دنيا بر طرف شوند ، بلكه علاماتى بايد متحقّق شود از براى ظهور صاحب الامر ، و از براى آنها زمانى ضرور است ، گو تواند شد كه همه ء آنها در زمان غير طويلى متحقّق شود ، و بعد از آن ايّام ظهور آن بزرگوار ورجعت طايفه اى از اطهار بايد بشود ، و از بسيارى از اخبار متقدّمه امتداد زمان بسيارى از براى آن ايّام مىرسد ، و اگر چه در بعضى از آن اخبار في الجمله تفاوتى هست ، و ليكن جمع ميان آنها و رفع تفاوت واختلاف ممكن است . و آن چه از آن اخبار مستفاد مىشود زياده از چهار صد و سى سال است كه در سؤال مذكور است ، وهم چنان كه بسيارى از علما ذكر كرده اند حصول علم از اخبار وعدم آن به حالات اشخاص مختلف مىشود ، هم چنان كه در حصول علم از متواتر گفته اند كه شرط است كه ذهن سامع مسبوق به شبهه نباشد ، بلكه گفته اند كه : مىتواند شد كه از براى شخصى از يك خبر علم حاصل شود ، و از براى ديگرى حاصل نشود .
لهذا مىگوييم كه : مىتواند شد كه كسى ذهن او از شبهاتى كه در اخبار گفته اند خالى باشد ، وذهن او مسبوق به آن شبهات نباشد ، از ملاحظه ء اخبار مذكوره و بعضى امور ديگر كه در اخبار متقدّمه وارد شده كه عادةً احتياج به زمان طويلى دارد با ملاحظه ء آن چه در عمر خود دنيا رسيده ، خصوص هر گاه كلام تا قيامت باشد وملاحظه ء زمان تحقّق اشراط الساعة وزمان آنها نيز بشود ، علم به قدر مشترك ميان اخبار از براى او هم رسد به نوعى كه تواند قسم ياد كند كه عمر دنيا پانصد سال ديگر يا هزار سال ديگر خواهد بود ، پيش از آن قيام قيامت نخواهد شد ، و بر آن قسم گناهى نخواهد داشت ، ومىتواند شد كه شخصى ديگر ذهن او مسبوق به آن شبهات باشد و احتمال بعض شبهاتى كه در حصول علم از اخبار كرده اند بدهد ، از قبيل سهو وتصحيف و وضع وتحريف وقصور
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٦٨