تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

و اين احاديث اگر چه مشتمل بر تعيين مدّتى نيست ، و لكن بسيارى از وقايع كه در آنها مذكور است امورى است كه مقتضاى عادت مدّت طويلى را مستدعى است . و بعضى احاديث ديگر هست كه مىتوان استنباط امتداد زمانى از آنها نمود ، هم چنان كه حديثى است كه شيعه وسنّى به طرق متعدّده روايت كرده اند كه آن چه در امم سابقه واقع شده بايد در اين امّت نيز واقع شود ، ( 1 ) و به اين جهت جمعى از علما گفته اند كه : بايد مثل واقعه ء اصحاب كهف نيز در اين امّت مرحومه سمت ظهور يابد ، و به اين سبب بعضى گفته اند كه فاصله ء ميان دو رجعت حضرت صاحب سيصد سال است كه مدّت واقعه ء اصحاب كهف است . و همچنين در احاديث بسيار وارد است كه سنّت نوح در حضرت صاحب جارى خواهد بود ، ( 2 ) و به اين سبب جمعى از علما گفته اند كه عمر شريف آن حضرت مطابق عمر نوح خواهد بود ، وعمر نوح به روايتى هزار و نهصد سال است و به روايتى هزار وپانصد سال ، وروايات ديگر هم در عمر او هست . وامّا مرحله ء سوّم : كه اشراط الساعة وعلامات القيامة مىباشد ، در آيات بسيار وارد ، و اخبار بىشمار از آنها مصرّح است ، مانند خروج يأجوج ومأجوج ، وافناء مخلوقات ، ونفخ صور ، ودخان ، و غير اينها [ كه براى اينها ] نيز زمانى ضرور است ، و در بعضى احاديث ذكر مدّت بعضى از اينها شده ، وحتّى آن كه از حديث عبيد بن زراره كه على بن ابراهيم قمى در تفسير خود ، وزيد نرسى در كتاب خود روايت كرده اند مستفاد مىشود كه ما بين ميرانيدن اهل زمين تا ميرانيدن اسرافيل چندين اضعاف ابتداى خلق عالم تا ميرانيدن اهل زمين خواهد بود ، و در بعضى احاديث ما بين النفختين چهل سال ، و بعضى چهار صد سال وارد شده ، اگر چه ظاهر آن است كه اين زمانها دخلى به ما نحن فيه ندارد .

هامش
( 1 ) به ايقاظ الهجعة ص 98 باب چهارم رجوع شود .
( 2 ) به كتاب منتخب الأثر ص 300 وبحار 51 / 217 رجوع شود .