بلى حديثى ديگر هست كه دخل به اين مقام دارد ، و آن حديثى است كه در مدّت عمر دنيا رسيده ، و آن را عيّاشى در تفسير خود روايت نموده است به واسطه از حضرت امام جعفر صادق ( عليه السّلام ) و ابتداى آن اين است كه مردى به آن حضرت عرض كرد كه : فداى تو گردم ، مردم چنين گمان مىكنند كه عمر دنيا هفت هزار سال است ، فرمود : همچنين نيست كه مىگويند ، تا اين كه در آخر حديث مىفرمايند كه : خداى تعالى آدم را خلق كرد و از براى او ده هزار سال مقرّر فرمود ، و تا حال هفت هزار ودويست سال آن گذشته است ، وشما در آخر الزمان هستيد . ( 1 ) و چون اين مقدّمه را دانستى بدان كه هم چنان كه اشاره به آن شد مجمل سه مرحله از جمله ء ضروريّات است ، واعتقاد وعلم به آن لازم است ، يعنى اعتقاد به اين كه قبل از ظهور حضرت قائم ( عليه السّلام ) بعضى علامات ظاهر خواهد شد ، و همچنين قبل از قيام ساعت علامات بسيار به ظهور خواهد پيوست ، بلكه بعضى از آن علامات بخصوصه ثابت ومصرّح به قرآن كريم است ، و همچنين اصل رجعت از قطعيّات مذهب شيعه [ است ] واعتقاد به آن بايد داشت ، و جميع علما فرقه ء محقّه در همه ء اعصار بر آن اتفاق كرده اند ، و بر مخالفين در خصوص آن احتجاجات والزامات نموده اند ، وبسيارى از علماى اماميّه چون ابن بابويه وشيخ مفيد وشيخ طوسى وسيّد مرتضى وابن طاوس وغيرهم ادعاى اجماع بر آن كرده اند ، وجمعى كثير وجمّى غفير از علماى شيعه از قدما رسائل در خصوص آن نوشته اند ، وقريب به پنجاه نفر از محدّثين اخبار رجعت را در اصول خود ذكر كرده اند ، و احاديث مستفيضه وارد شده است از ائمّه ء طاهرين ( عليهم السّلام ) كه فرمودند كه : از ما نيست كسى كه ايمان به رجعت نداشته باشد . ( 2 ) وامّا تفاصيل احوال ايّام ظهور حضرت صاحب الامر وزمان رجعت ، پس بعضى گاه است به مرتبه ء مظنونيّت نيز نمىرسد ، وفاضل محدّث كامل ملَّا محمّد باقر مجلسى ( قدّس سرّه ) فرموده است كه رجعت حضرت
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٦٧
هامش
( 1 ) بحار 54 / 87 به نقل از تفسير عيّاشى .
( 2 ) به بحار 53 / 122 رجوع شود .