اگر او را به قصد مقاتله و كشتن كسى از رعاياى عمرو فرستاده بود باز بر زيد چيزى لازم نيايد زيرا كه به خود او واجب بود مخالفت در اين صورت چه در قتل نفس تقيه نمىباشد و اگر او را به اين قصد نفرستاده بود بلكه به قصد دعوايى ومضاربه فرستاده بود يا غارت [ و ] او نمىتوانست نرود در اين صورت از بابت مسأله جمع سبب ومباشر مىشود و چون بر مباشر مىشود در اين مسأله كه سؤال شده [ گفت ] چيزى لازم نمىآيد احتمال قوى برود بر سبب كه زيد است ديه تعلق گيرد و در كلام فقها نديدم تصريح بر اين مسأله را در اين اوقات . بلى در حديث صحيح از عبد الله بن سنان منقول است كه عرض كردم به حضرت امام جعفر صادق ( ع ) كه زنى را با مردى صداقتى بود آن را آورد به حجله چون شوهر آن زن داخل شد آن مرد صديق بر او حمله كرد و شوهر نيز بر او حمله كرد و آن صديق را كشت و آن زن هم بر شوهر حمله كرد و آن را كشت حكم آن چيست حضرت فرمود آن زن بايد ديه صديق را بدهد پس آن زن را بعوض خون شوهر مىكشند . ( 1 ) معلوم است كه سبب تعلق ديه صديق بر زن به جهت اين بود كه او باعث آوردن او شده و بر شوهر چيزى لازم نيست به جهت اين كه چون آن صديق بر او حمله كرده بود و بر شوهر كشتن او حرام نبود ديتى بر او تعلق نمىگيرد و ليكن به مجرد اين حديث چون مشهور ( 2 ) في الجمله با مورد سؤال تفاوتى دارد و هنوز تصريحى از فقها نديده ام حكم صريح به تعلق ديه بر زيد نمىكنم . والله سبحانه هو العالم . ( 769 ) س 31 : علماى اماميه وفقهاى گرام اثنا عشريه چه مىفرمايند در اين مسأله شرعيه كه چنانچه مسلم و يك نفر ذمى يك مسلم ديگر را بكشند والحال شرعا بايد هر دو را ولى مقتول بكشند [ يا يكى را بكشند ] و از ديگرى ديه بگيرند يا نه
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٤١٤
هامش
( 1 ) به جاى كلمه « مشهور » شايد « مضمون آن » صحيح باشد .
( 2 ) تلخيص الوسائل ، 16 / 102 .