تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
آش كند وبجوشاند حرام است يا نه ؟ ج : بلى ، بعد از جوشانيدن حرام مىشود و تا دو ثلث آن كم نشود حلال نمىشود . ( 626 ) س 12 : هر گاه كسى ناخوشى داشته باشد از قبيل درد سر ودرد دل و امثال اينها ورجوع به حكيم فرنگى مىكند ، وحكيم مذكور دوايى مىدهد كه جزء آن دواى حرام است ، مثلًا دو سه مثقال شراب دارد ، يا اين كه گوشت خرچنگ و امثال اينها داشته باشد ، آيا خوردن چنين دوا از چنين كسى گرفتن و خوردن جايز است يا نه ، اعمّ از اين كه آن ناخوشى مهلك نيست ، و ليكن مظنّه ء نفعى از آن دوا هست ؟ ج : هر گاه خوردن آن دوا به جهت رفع مرضى نباشد ، بلكه غرض تحصيل نفعى باشد ، مثل زياد شدن اشتهاء ، يا قوّت باه ، يا خواب ، يا حفظ صحّت و امثال اينها ، مطلقا خوردن آن جايز نيست و حرام است ، و هر گاه به جهت رفع ناخوشى باشد پس اگر آن ناخوشى جزئى باشد كه تحمّل آن مشقّت وعسرى نداشته باشد وتشويشى هم نداشته باشد مثل جزيى درد سرى در يك روزى ونحو آن ، باز جايز نيست خوردن آن دوا و حرام است ، و اگر ناخوشى داشته باشد كه در تحمّل آن مشقّت وعسر باشد وناخوشى شديد باشد ، يا تشويش هلاك يا فساد عضوى در آن باشد ، پس اگر از معالجه ء آن به غير از اين دوا مأيوس نباشد و احتمال بدهد كه توان معالجه ء اين را به غير از آن دوا كرد باز جايز نيست ، و اگر به قدر سعيى كه ممكن است وتفحّصى كه مقدور است كرده شود و از معالجه از راه ديگر مأيوس شود و آن طبيب را حاذق داند كه از قول او علم يا لا أقلّ مظنّه حاصل شود كه به اين دوا معالجه مىشود خوردن آن جايز است . خلاصه آن كه جواز خوردن چنين دوايى سه شرط دارد : اوّل : به جهت رفع ناخوشى و مرض شديدى باشد كه نتوان آن را متحمل شد ، يعنى مشقّت شديده در تحمّل آن باشد يا بيم هلاكت بدن يا عضو در آن باشد . دوّم : اين كه تفحّص وسعى به قدر مقدور شده باشد و از معالجه ء از راه ديگر يأس حاصل شده باشد . سوّم : اين كه علم يا مظنّه باشد كه به اين دوا معالجه ء مرض مىشود و بدون اين شروط جايز نيست . والله سبحانه هو العالم .