ضرر ندارد .
دوم : آن كه به قصد خريد و فروش با آينده بيرون رود ، امّا هر گاه به قصدى ديگر بيرون رود واتفاقاً با شخصى كه به آن شهر مىآيد برخورد و خريد و فروش نمايد ضرر ندارد ، و همچنين هر گاه به قصد ملاقات آن آينده بيرون رود واصلًا اراده ء خريد و فروش نباشد ، امّا بعد از ملاقات اتفاق معامله بيفتد ضرر ندارد .
سوم : آن چه را مىخرد يا مىفروشد چيزى باشد كه آن آينده قصد خريد يا فروش آن را در آن شهر داشته باشد پس اگر چيزى از آن بخرد يا بفروشد كه او اصلًا قصد خريد و فروش در آن شهر را نداشته باشد ، ضرر ندارد .
بعد از تحقّق اين شرايط حرام مىشود خريد و فروش ، خواه آن آينده به قصد خريد و فروش به آن شهر بيايد يا شهر معينى ديگر ، امّا هر گاه قصد خريد و فروش در شهر معينى نداشته باشد ، بلكه مقصود آن اين باشد كه هر جا اتفاق افتد خريد و فروش كند ، خريد و فروش با او ضرر ندارد .
وحقّ آن است كه هر گاه كسى در صورتى كه حرام است چيزى را بخرد خوردن آن چيز حرام است . والله العالم .
( 367 )
س 6 : دو نفر معامله در ميان دارند ، مثل اين كه زيد پارچه را به عمرو مىخواهد بفروشد شخصى يا از پيش خود يا با تمهيد با زيد مىگويد : من اين پارچه را به فلان قيمت مىخرم و قيمت را زيادتر مىگويد كه خريدار رغبت كند وفي الواقع آن شخص به آن قيمت نمىخرد ، آيا اين عمل جايز است يا نه ؟
ج : اين عمل حرام است به اتفاق علماء ، و آن شخص ملعون است بر زبان پيغمبر ( ص ) هم چنان كه در حديث وارد است و اين عمل را « نخش » گويند به نون وخاء نقطه دار وشين نقطه دار ، و همچنين حرام است كه كسى از پيش خود يا با تمهيد با خريدار به قيمت كم خريدار شود كه بايع را مغبون كند .
( 368 )
س 7 : علماى اماميّه كثّر الله أمثالهم چه مىفرمايند در خصوص گندم فروشى
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٥٩