هر كس را شما بفرماييد بدهم ، آن شخص عالم مىتواند همين زكات را به خود آن بدهد يا نه ؟
ج : نه ، نمىتواند داد ، نه از سهم فقراء و نه از سهم غارمين كه مديونين باشند .
( 278 )
س 15 : شخص سيدى طفل در مكتب خانه دارد ، ومعلم طفل غير سيد است و ظاهر الصلاح هم هست ، آيا پدر طفل مىتواند زكات از غير سيد بگيرد و به معلم اطفال خود بدهد ، يعنى به عوض اجرت اطفال ؟
ج : نه ، نمىتواند سيّد زكات به جهت خود از غير سيّد بگيرد ، اگر چه به ازاى اجرت تعليم طفل خود به غير سيّدى بدهد .
( 279 )
س 16 : جمعى از اطفال بى پدر هستند وفقيرند ، و ليكن در نمازهاى ايشان غلط بسيار است ، و فرق ميان « ح » و « ه » و « س » و « ث » نمىنمايند وسن ايشان به ده سالگى رسيده ، آيا زكات به ايشان مىتوان داد يا نه ؟
ج : بلى ، مىتوان زكات را به مصرف ايشان رسانيد . والله العالم .
( 280 )
س 17 : وبيان فرماييد كه تمكن از تصرّف خود مالك كه شرط وجوب زكات مالى مىباشد كه گذشتن سال در آن معتبر مىباشد و همچنين عدم تمكن كه مسقط وجوب است مراد از آنها چه مىباشد آيا كسى كه گماشته يا وكيلى در محلى داشته باشد كه هميشه اوقات سال آمد و رفت مىنمايد و هر چه بنويسد به او او معمول مىدارد واعلام به او ممكن باشد اين متمكَّن است يا نه ؟
و همچنين هر گاه وكيلى در جايى داشته باشد كه سالى يك دفعه بيشتر اعلام به او ممكن نباشد مثلًا مكه معظمه آيا شخص متمكَّن است از تصرّف يا نه ؟
و همچنين هر گاه وكيلى داشته باشد كه خبر از احوال او نداشته باشد كه كجا مىباشد اما هر چه بنويسد معمول دارد آيا اين شخص متمكَّن مىباشد از تصرّف در آن مال يا نه ؟
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 188
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٨٨