من ده تومان ، يا ده تومان وده خروار جنس به تو مىدهم ، اجرت تو وخرج تو با خود تو باشد ، در اين صورت فطره بر آقا لازم نيست .
و دوم اين كه مىگويد : فلان قدر مواجب مىدهم وخرج و خوراك تو هم با من ، وخرج را آقا بدهد ، در اين صورت فطره ء او با آقا است ، خواه بعد از قرارداد خرج بگويد : سالى صد من نان وده من گوشت و فلان قدر نان خورش از مال من بگير وخرج كن ، يا روز به روز از خانه ء آقا خرج بگيرد ، يا روز به روز پول به جهت خرجى بگيرد ، خلاصه آن كه اگر مىگويند : خرجش وخوراكش با آقا است فطره ء او واجب است ، و اگر بگويند : مزد ومواجب مىگيرد وخرج وخوراكش با خود نوكر است واجب نيست .
( 274 )
س 11 : چه مىفرمايند در خصوص اين كه مىخواهم به فقراء از اموال مشغول ذمّه يا حرام بدهم ، به هر كدام ابتداء آن كه هنوز غنى نشده اند چه مقدار بايد داد ؟
ج : يك دفعه هر قدر كه باشد مىتوان داد وحد معينى ندارد ، بلى اگر در آن وقت موسم رفتن به مكه باشد وقافله بر سر راه باشد هر گاه اين قدر به او داده شود كه مستطيع بشود بايد آن فقير به مكه رود و به قدر خرج سفر مكه را كارى ديگر به او نمىتواند كرد ، اما اگر موسم نباشد يا قافله ء معينى نباشد هر كار مىتواند كرد ، اما بعد از آن كه يك دفعه به او اين قدر داده شد كه غنى شد تا آن را به مصرفى نرسانيده ديگر به او نمىتوان داد ، اما اگر آن را به مصرفى رسانيد يا به كسى بخشيد يا مصالحه نمود كه باز فقير شد ، باز به او مىتوان داد .
( 275 )
س 12 : ردّ مظالم را به هر فقيرى مىتوان داد ، يا مىبايد فقير ظاهر الصلاح باشد ؟
ج : ردّ مظالم را به هر فقير مؤمنى مىتوان داد و ظاهر الصلاح بودن شرط نيست .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٨٦