و اگر چه به قصد حكمى باشد كافى است . ( 1 ) والله العالم . ( 121 ) س 44 : چه مىفرماييد كه هر گاه بعضى اجزاء و بعضى شرايط را بداند و بعضى را شك داشته باشد و نيت اجمالى آنها را هم نكند ؟ ج : هر گاه آن بعض از واجبات نماز باشد كه بايد به جا آورد و به قصد قربت نكند نه فعلًا و نه حكماً نماز او باطل است و اگر شك در جزئيت داشته باشد و ليكن به جا آورد به قصد احتياط باز كافى است چه احتياط هم به جهت تقرب به خدا است . والله العالم . ( 122 ) س 45 : چه مىفرماييد كه هر گاه اجزاء واجبه را نيت كند واجزاء مستحبه را نيت نكند ؟ ج : نماز او صحيح است اما اگر اصلًا نيت مستحبه را نداشته باشد نه فعلًا و نه حكماً نماز او از آن مستحب خالى خواهد بود . والله العالم . ( 123 ) س 46 : چه مىفرماييد كه هر گاه همه را داند و جزء واجب را از سنّت امتياز دهد اما نيت هيچ يك را نكند ؟ ج : اگر غرض [ نبودن ] نيت فعليه است ضرر ندارد اما اگر نيت حكميه را هم نكند به اين معنى كه آن جزء را از براى خدا نكند و به جهت اين كه متعلق نماز است نباشد اگر چه بعد از التفات باشد نماز باطل است . ( 124 ) س 47 : چه مىفرماييد كه هر گاه اجزاء را داند و لكن شرايط را تفصيلًا نداند ؟ ج : اين از آن چه مذكور شد معلوم مىشود .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 100
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٠٠
هامش
( 1 ) به جاى « كافى است » ظاهراً بايد « ضرر ندارد » باشد .