عليه بودن فرقى ندارد وشخص دوم را غاصب نمىتوان گفت زيرا كه تصرّف در ملك غير نكرده و هر دو در استحقاق در نماز كردن وموقوف عليه بودن شريكند بلى اين قدر ثابت شده كه هر كس در مسجدى مكانى را به جهت نماز كردن اختيار كرد اولى به تصرّف مىشود به اين معنى كه دور كردن او از آن مكان مشروع نيست و ليكن بعد از آن كه كسى اين خلاف شرع را مرتكب شد باز اين شخص ثانى اولى از ديگران مىشود و نماز او در آن مكان صحيح است و نماز در مدرسه از براى غير طلبه اگر در غير مسجد مدرسه باشد يعنى در حجرات ومتعلقات حجرات مثل ايوان در حجره چون وقف بر طلاب مسلمين است با اذن طلاب صحيح است و بدون اذن ايشان باطل است . والله العالم . ( 117 ) س 40 : بفرماييد كه در كتاب « ملازمان » ( 1 ) چنين ظاهر مىشود كه شرايط واجزاء نيت مىخواهد و بايد نيت قربت هم داشته باشد به تفصيلى كه فرموده ايد آيا مراد از اجزاء ، اجزاء واجبه است يا شامل مستحبه هم هست وآيا مراد از شروط نماز شروطى هست كه خود هم عبادت باشد مثل وضو يا آن كه اعم است كه شامل ستر عورت و طهارت از خبث هم مىباشد وبفرماييد كه در هر يك از صورى كه مذكور مىشود چه حكم دارد ؟ ج : مراد از شرايط در اين مقام افعالى است كه بايد مصلى در نماز به جا آورد و نماز بدون آنها صحيح نيست و در اجزاء محسوب نمىشود مانند جهر واخفات و ترتيب در افعال نماز مثل تقديم قرائت بر ركوع و [ ركوع ] بر سجود و سجود بر تشهد وتكبيرة الاحرام بر اينها همه و مانند موالات وتوجه به قبله ونحو آنها چنانچه در مسأله اول از مقصد نيت مستفاد مىشود . وگاه است بر بعضى از اينها اطلاق وصف نيز مىكنند و بعضى مىگويند شرط
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٩٧
هامش
( 1 ) اين واژه در برخى موارد ديگر هم آمده وگويا مانند « جناب عالى » براى احترام گفته مىشده است .