« حسان » گويد : « ثوى فى قريش بضع عشرة حجة » يعنى در بين قريش ده سال زندگى كرد . و اگر ( ثوى ) با حرف جر متعدى شود همزه بر سرش در آمده و واجب است كه بمفعول دوم متعدى گردد و اتفاقاً در آيه شريفه حرف جر وجود ندارد .
« ابو الحسن » گويد : كه « اعمش » آيه را « لنثوينهم من الجنة غرفا » ( بدون حرف جر ) خوانده است ، و من اين حرف را نمىپسندم زيرا تو نمىگويى - يعنى چنين گفته نميشود - ( اثويته الدار ) .
« ابو على » گفته - ممكن است حرف « اعمش » صحيح باشد - و دليل گفتارش اين بوده كه آيه در اصل « لنثوينهم من الجنة فى غرف » بوده مانند « لنزلناهم من الجنة فى غرف » سپس حرف جر حذف شده و « غرفا » خواندهاند نظير كلام عرب كه گويند :
« امرتك الخير فافعل ما امرت به » بحذف حرف جر - .
اعراب :
خالدين : منصوب و حال براى « هم » در ( لنبوئنهم ) مىباشد .
الَّذِينَ صَبَرُوا
: در محل جر واقع شده و صفت است براى « العالمين » و مخصوص بمدح او محذوف و در تقدير « نعم اجر العاملين الصابرين المتوكلين اجرهم » مىباشد .
و ممكن است مضاف محذوف بوده و تقدير « نعم اجر العاملين اجر الذين صبروا » باشد و بنا بر اين مخصوص به مدح محذوف بوده و مضاف اليه جانشين او ميگردد .
وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ
: « كأين » در محل رفع است و جمله
« مِنْ دَابَّةٍ »
بيان است و
« لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا »
صفت براى مجرور بوده و « اللَّه » مبتداء و « يرزقها » خبر او و تمام اين جمله خبر « كأين » واقع مىشود .
شأن نزول :
« مقاتل » و « كلبى » گويند كه آيه اول در باره مستضعفين و مسلمانان تهى دست كه ساكن مكه بوده - و در شكنجه مشركين بودند - نازل شده و آيه آخر در باره گروه ديگرى از مسلمين كه در مكه مورد شكنجه و آزار مشركين بودند نازل شده و آنها مأمور بهجرت بمدينه گشتند پس گفتند چگونه بسوى مدينه هجرت كنيم و حال