تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
« عطا » از « ابن عمر » نقل كرده كه او گويد كه با رسول خدا ( ص ) - از شهر - بيرون رفتيم و داخل باغهاى انصار شديم ( ديدم ) رسول خدا از زمين دانه‌هاى خرما را برداشته و تناول ميفرمود سپس روى به من كرد و گفت اى پسر عمر ، چرا - از اين خرما - نمىخورى ؟ عرض كردم : ميل ندارم . رسول خدا ( ص ) فرمود : اما من ميل دارم و اكنون صبح چهارمى است كه غذا نخورده‌ام ، و اگر ميخواستم و از خداى طلب مينمودم همانا ملك كسرى و قيصر به من عطا ميفرمود . پس تو اى فرزند « عمر » چگونه خواهى بود در بين ملتى كه بر اثر سستى يقين آنان ، غذاى يك سال خود را پنهان ميكنند . - ابن عمر گويد - به خدا سوگند هنوز قدمى بر نداشته بوديم كه اين آيه نازل شد
« وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ . . . »
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
: و آن خداوند شنوا و دانا است گفتارتان را بهنگام مهاجرت از وطن مىشنود و احوالتان را ميداند و هيچ امر پنهانى و يا آشكار شما بر او مخفى نخواهد بود .