نموده و در آن تفكر ميكنند و معانى او را در آئينه جانها نقش مينمايند . و بعضى گويند از امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) روايت شده است كه مراد ائمه از آل محمد عليهم السلام مىباشد . « ضحاك » گويد كه مقصود شخص پيامبر است كه امى بوده و قبل از بعثت خواندن و نوشتن را نميدانست و « سينههاى علماء » هم همان سينههاى دانايان اهل كتاب ( يهود و نصارى ) است كه پيامبر ( ص ) را با همين صفت در كتابهاى آسمانى شناخته بودند اما « قتاده » ميگويد كه مراد همان قرآن و حفظ او در سينههاى مؤمنين است زيرا قبل از قرآن ، كتابهاى آسمانى خوانده ميشد ولى در سينهها حفظ نميگرديد و تنها بديدن آيات آن قناعت ميشد مگر اندكى را حفظ مينمودند .
وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ
: و انكار نكنند بآيات ما مگر ستمگرانى كه بآيات قرآن نمىنگرند و با اهداف قرآن مبارزه كرده و بدين ترتيب بخويشتن ستم روا ميدارند . و گفته شده كفار مكه از قريش و يهود مراد است .
وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ
: و مشركين مكه گفتند چرا بر پيامبر ( ص ) آيتى از پروردگارش فرود نيامد و مقصودشان از آيه آن بود كه مىگفتند ما ايمان نميآوريم تا براى ما از زمين چشمه ظاهر كنى ، - و ميگفتند بايد كوه صفا را طلا نمايى .
و بعضى گفتهاند كه مشركين به منظور ايجاد شبهه بين مردم ميگفتند ، ( محمد ص ) بايد معجزهاى همانند موسى كه دريا را ميشكافت و عصا را اژدها مينمود ، بياورد .
قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ
: پس خداوند به پيامبر ( ص ) فرمود تا به آنان بگويد كه آيات و معجزات تنها در پيشگاه خداوند است و طبق مصالح و مقتضيات هر زمانى معجزهاى را مخصوص پيامبر آن عصر قرار ميدهد .
وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ
: و من تنها بيم دهندهاى ميباشم و آشكارا شما را از آينده خطرناك معصيتها و نافرمانى از دستورات خداوند ، انذار كرده و راه حق را از باطل روشن ميسازم و براى تأييد و تثبيت گفتارم نيز معجزهاى كه خدا داده ظاهر ميسازم .