شهر مكه را فتح نمود به تمام مردم امان داد بجز چهار نفر - كه از خطرناكترين مردم بوده و ضربههايى به پيشرفت اسلام وارد نموده بودند - پس پيامبر دستور داد آنان را در هر كجا ببينند بقتل رسانند و آنان عبارت بودند از عكرمة بن ابى جهل و عبد اللَّه ابن اخطل و قيس بن صبابه و عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح .
اما عكرمة فرار كرده و مسافرت دريا را پيش گرفت تا خود را از مكه خلاص كند و اتفاقاً دريا طوفانى شد و عكرمه با ساير سرنشينان كشتى خود را در كام مرگ ديدند و بهر وسيله براى نجات متوسل شدند ممكن نشد يكباره فرياد زدند كه تنها بايد ايمان بخداى جهان آورده و از بتها دست برداشت زيرا اگر كارهاى بودند الان نجاتمان ميدادند ، در اين ميان عكرمه ميگفت اگر غير آئين يكتاپرستى مرا در دريا نجات ندهد در ساحل هم نجات نخواهد داد ، سپس با خدا عهد كرد كه اگر از مرگ نجات پيدا كرد بحضور رسول خدا ( ص ) رسيده با او بيعت كند و ايمان به خداى جهان بياورد .
در اين هنگام طوفان دريا كم كم فرو نشست و كشتى از مرگ حتمى نجات پيدا كرد ، و سرنشينان كشتى بسلامت بساحل رسيدند . اما عكرمه فوراً خود را بحضور پيامبر ( ص ) رسانيد و از پيشگاه او معذرتخواهى كرده اسلام اختيار نمود .
بعضى گويند مقصود از « مقتصد » راه مستقيم حق و صلاح در امر دين است چنان كه از « ابن زيد » اين تفسير آمده .
و از « حسن » آمده كه يعنى ثابت بر ايمان خود باشد .
و از « ابن عباس » آمده كه يعنى بعهدى كه در دريا با خدا نموده و ايمان به خدا آورده ثابت قدم بماند .
و از « مجاهد » آمده كه به زبان به راه مستقيم و ايمان به خدا اقرار داشته ولى در قلب انكار مىورزد .
سپس خداوند به آنان كه بعد از نجات طوفانها كافر شدند ، اشاره كرده ميفرمايد :
وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ
: و انكار نكند به نشانهاى ما بجز آنكه