پس تو اگر با ابا عمير ملاقات كنى و حيلههايى جنگى كه او دارد بياموزى آن وقت است كه دستهاى خود را پر از حيله و بلكه زشتترين مكرها مىبينى ( و اين كنايه از زيادى مكر و حيله است ) .
لا يجزى : بمعنى بينياز نمودن و كفايت كردن است و به همين معنى « اجزئ » بهمزه كه لغت ديگرى است استعمال شده .
اعراب :
فَلَمَّا نَجَّاهُمْ
: عامل « لما » در معنا مقتصد است و در تقدير « اقتصدوا و اخشوا يوما » بوده و يوماً مفعول به خواهد بود .
لا يَجْزِي
: در محل نصب است و صفت يوما باشد و تقديرش « لا يجزى فيه والد عن ولده و لا يكون مولود هو جاز عن والده شيئا » يعنى بىنياز نكند در آن روز هيچ پدرى از فرزندش و هيچ فرزندى از پدرش چيزى را ، كه « شيئا » منصوب و مفعول « جاز » خواهد بود و اما مفعول يجزى محذوف است و ممكن است كه « شيئا » قائم مقام مفعول هر دو فعل باشد .
مقصود :
سپس خداوند گفتههاى قبل را كه راجع به توحيد خود فرموده بود چنين تأكيد ميفرمايد :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ
: آيا نديدى و نميدانى اى انسان كه كشتيهاى دريا در امواج بيكران اقيانوسها بنعمت و الطاف پروردگار حركت مىكند - و اگر اراده او نباشد در آن امواج پر خطر نابود ميگردد - .
لِيُرِيَكُمْ مِنْ آياتِهِ
: تا بنمايد شما را از نشانههاى توحيد و اثبات وجود خود ، زيرا با فرستادن بادها كشتى را در آن مسير كه مقصودش باشد به حركت در آورده بساحل مىرساند .
إِنَّ فِي ذلِكَ
: البته در اين كار كه كشتى تنها باراده خدا بوده و در مسافرت دريا با اراده خدا بسلامت به مقصود ميرسد .